به انجمن خوش آمدید


 

 
  طراحی و پشتیبانی سایت های انجمن ساز ویبولتین در ایران به همراه اموزش هایی اولیه برای این برنامه vBulletin
 
 

   

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
  1. #1

    تاریخ عضویت
    Jun 2010
    سن
    20
    نوشته ها
    95
    سپاس ها
    129
    سپاس شده 256 در 102 پست

    New شعری به افتخار تولد خودم !!!

    آمدم آمدنم زلزله بود
    گریه هام بی پارازیت ، یکسره بود
    هی میزد مادر من بر پشتم
    تا شاید در بیارم از دهنم انگشتم
    روزای اول و آمدن فامیل ها
    خاله ها ، عمه، عمو، دایی ها
    پوشک و پستونک و مای بیبی
    میخرید بابا ی من یه جین 2 جین
    شیر مادر میخوردم من 6 ماه
    بعد اون تخمه آجیل و باقلوا
    ماشین و قان قان و بیب بیب بوق بوق
    خر سواری رو دوش بابا جون
    جیش میکردم من یه روز 10 -20 بار
    مامانم گیریه می کرد از دست من هوار هوار
    انتخاب اسم من شده بود بازی همراهین
    بعد یهو اسمم گذاشتن آرمین
    حالاها میگذره 20 سال از اون
    شده ام خرسی بزرگ من از درون
    دیگه موندم چی بگم در این میان
    بهتر تموم کنم من این شعر و همین الان
    زمین رنجور و بیمار است ، دو روزی را که بر بالین این بیمار باید زیست اگر دردی ز جانش بر نداریم نا جوانمردیست .

  2. 3 کاربر از پست مفید active سپاس کرده اند .


  3. #2

    تاریخ عضویت
    May 2010
    محل سکونت
    کرج
    نوشته ها
    1,830
    سپاس ها
    31,509
    سپاس شده 12,285 در 3,608 پست

    پیش فرض پاسخ : شعری به افتخار تولد خودم !!!

    آرمین تو ترشی نخوری یه چیزی میشی هاااااااااااااااااااااااا ا:71:
    وقتی با خدا گل یا پوچ بازی میکنی، نترس!

    تو برنده ای، چون خدا همیشه دو دستش پُره!

  4. #3

    تاریخ عضویت
    Jun 2010
    نوشته ها
    6
    سپاس ها
    5
    سپاس شده 11 در 6 پست

    پیش فرض پاسخ : شعری به افتخار تولد خودم !!!

    ارزويي كه كردي چي بود روز تولدت ؟

  5. #4

    تاریخ عضویت
    Jun 2010
    سن
    20
    نوشته ها
    95
    سپاس ها
    129
    سپاس شده 256 در 102 پست

    پیش فرض پاسخ : شعری به افتخار تولد خودم !!!

    @ سودا : آره sevda همه بهم میگن :15: اما مشکل اینجاس که من ترشیه رو زیاد میخورم پس هیچی نمیشم !!!



    @ ریحان : ریحان اگه بگم که براورده نمیشه !!! اما آرزوهای خوب خوب کردم !!!


    زمین رنجور و بیمار است ، دو روزی را که بر بالین این بیمار باید زیست اگر دردی ز جانش بر نداریم نا جوانمردیست .


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

     

کاربران خواننده این موضوع : 9

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •