غزلیات وحشی بافقی
.
انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی
خوراک آر اس اس
خوراک آر اس اس

 

 

مسابقه سفره هفت سین
موضوعات کاربردی موضوعات کاربردي
صفحه 1 از 40 1234511 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 397
Like Tree1Likes

موضوع: غزلیات وحشی بافقی

  1. Top | #1

    محل سکونت
    يه جايى كه نه غريبم نه آشنا
    نوشته ها
    1,136
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    میانگین پست در روز
    0.76
    تیم فوتبال محبوب
     
    مدل گوشی
     
    امتیاز
    13,302
    سپاس ها
    1,987
    سپاس شده 2,493 در 1,033 پست
    داریک
    0
    13,302 امتیاز ، سطح 50
    13,302 امتیاز ، سطح 50
    1% کامل شده
    امتیاز لازم برای سطع بعدی 498
    1% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 498
    2.0% فعالیت
    2.0% فعالیت

    Eh S غزلیات وحشی بافقی

    زندگينامه وحشــي بافقـــي :

    مولانا شمس الدين محمد وحشي بافقي يكي از شاعران زبر دست ايران در سده دهم است كه از عهد زندگاني خود در ايران و هند نام برآورده و شعرش دست به دست گشته است .
    دوران حياتش مصادف بود با پادشاهي طهماسب صفوي و شاه اسماعيل ثاني و شاه محمد خدابنده و او در شعر خود شاه طهماسب را ستوده است .
    وي از خانداني متوسط در بافق برخاسته است . برادر بزرگ او مرادي بافقي نيز از شاعران روزگار خود بود و در آشنايي وحشي به محفل هاي ادبي بسيار موثر بود ولي پيش از آنكه وحشي در شاعري به شهرت برسد بدرود حيات گفت و در برخي اشعار وحشي نام او يافت مي شود .
    ولادت وحشي ، ظاهرا در ميانه نيمه اول سال در بافق ( بر سر راه يزد و كرمان ) اتفاق افتاد و چون بافق را گاه از اعمال كرمان و گاهز از يزد در قلم مي آوردند ، به همين سبب ، وحشي را هم گاهي يزدي و گاه كرماني گفته و نوشته اند . آغاز حياتش در زادگاه سپري شد و در آنجا به غير از برادرش در خدمت شرف الدين علي بافقي به كسب دانش و ادب پرداخت .
    شرف الدين علي از شاعران و اديبان زمان و از ستايشگران شاه طهماسب و داراي ديواني از قصيده و غزل پيرامون چهار هزار بيت بود .
    وحشي پس از آموختن مقدمات ادبي از بافق به يزد و از آنجا به كاشان رفت و چندي در آن شهر سرگرم مكتب داري بود و پس از روزگاري به يزد بازگشت و همانجا ماند و به شاعري و ستايش فرمانروايان آن شهر سرگرم بود .
    وحشي مردي پاكباز ، وارسته ، حساس ، بلند همت و گوشه گير بود . با آنكه سنت شاعران عهد وي ، سفر و مهاجرت به هند و بهره مندي از نعمت هاي دربار گوركاني هند و اميران و سرداران و بزرگان آن دولت بود ، او از ايران پاي بيرون ننهاد و حتي از بافق تنها چند گاهي به كاشان و باقي عمر را به يزد رفت و همانجا ماند .
    دوران كمال شاعري را در يزد گذرانيد و براي كسب معاش تنها به ستايش رجال يزد و كرمان پرداخت . در ديوان او قصيده اي در ستايش شاه طهماسب وجود دارد ،ولي ممدوح و حامي واقعي او مير ميران حاكم يزد بوده است .
    اشعار وحشي را مي توان از بهترين نمونه هاي اشعار عاشقانه
    در شعر پارسي دانست . زيرا نهايت قدرت شاعر در بيان دلباختگي و حالات دلدادگي خود و نيز توضيح ماجرايي كه ميان او و معشوق بوده به كار رفته است و همين طرز زيباي وقوع را هم شاعر در غزلهاي خود با چيره دستي تمام به كار برده است .
    در شعر وحشي تا آنجا كه ممكن است از واژه هاي دشوار و تركيبات عربي ناهموار خبري نيست و به جاي لغات و كلمات مشكل و دشوار از واژه ها و تركيبات متداول و سهل و ساده زمان ، چنانكه رسم اغلب شعراي آن دوران بوده ، استفاده كرده است و به همين جهت است كه اشعار وحشي به دل عموم افراد مي نشيند .
    در تاريخ درگذشت وحشي اختلاف بسيار است .
    مولف "تذكره حسيني" و "روز روشن" درگذشت وحشي را در سال 961 و مولف " عرفات العاشقين" در سال 992 و مولف " سلم السماوات" و "جامع مفيدي" تاريخ رحلتش را 997 نوشته اند .
    هيچ يك از اين تواريخ درست نيست . زير خود وحشي در قطعه اي اتمام مثنوي ناظر و منظور 966 قيد كرده . آنوقت چگونه در 961 دارفاني را وداع گفته است ؟
    همچنين درباره علت مرگش بعضي ها نوشته اند كه وي به دست معشوق خود كشته شد .
    به هر حال وحشي در يزد در گذشت و همانجا در كوي (سربرج) به خاك سپرده شد و گويا همان زمان يا بعد از آن سنگي بر گورش نهادند كه اين غزل وحشي بر آن كنده شده بود :
    كرديم نامزد به تو بود و نبود خويش
    گشتيم هيچ كاره ملك وجود خويش
    گور وحشي در كشاكش زمان محو ، و سنگ گورش از جايي به جايي برده شد . تا آنكه خان زاده دانشمند بختياري امير حسين خان كه در سال 1328 شمسي حكمران يزد بود آن را از (حمام صدر) بيرون آورده و در صحن ساختمان تلگراف خانه آن شهر بناي يادبودي ساخت و آن سنگ را بر آن نصب كرد .
    ویرایش توسط jellyfish : 09-08-2012 در ساعت 09:07 AM
    S A M I likes this.
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  2. 2 کاربر از پست مفید ياس سپاس کرده اند .


  3. Top | #2

    محل سکونت
    يه جايى كه نه غريبم نه آشنا
    نوشته ها
    1,136
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    میانگین پست در روز
    0.76
    تیم فوتبال محبوب
     
    مدل گوشی
     
    امتیاز
    13,302
    سپاس ها
    1,987
    سپاس شده 2,493 در 1,033 پست
    داریک
    0
    13,302 امتیاز ، سطح 50
    13,302 امتیاز ، سطح 50
    1% کامل شده
    امتیاز لازم برای سطع بعدی 498
    1% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 498
    2.0% فعالیت
    2.0% فعالیت

    پیش فرض پاسخ : اشعار و زندگينامه ی وحشــي بافقـــي

    غزل 1

    آه تا كي ز سفر باز نيايي بازآ
    اشتياق تو مرا سوخت كجايي بازآ
    شده نزديك كه هجران تو ما را بكشد
    گر همان بر سر خونريزي مايي بازآ
    كرده اي عهد كه بازآيي و مارا بكشي
    وقت آن است كه لطفي بنمايي باز آ
    رفتي و باز نمي آيي و من بي تو به جان
    جان من اين همه بي رحم چرايي باز آ
    وحشي از جرم همين كز سر آن كو رفتي
    گرچه مستوجب صد گونه جفايي بازآ
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  4. کاربر روبرو از پست مفید ياس سپاس کرده است .


  5. Top | #3

    محل سکونت
    يه جايى كه نه غريبم نه آشنا
    نوشته ها
    1,136
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    میانگین پست در روز
    0.76
    تیم فوتبال محبوب
     
    مدل گوشی
     
    امتیاز
    13,302
    سپاس ها
    1,987
    سپاس شده 2,493 در 1,033 پست
    داریک
    0
    13,302 امتیاز ، سطح 50
    13,302 امتیاز ، سطح 50
    1% کامل شده
    امتیاز لازم برای سطع بعدی 498
    1% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 498
    2.0% فعالیت
    2.0% فعالیت

    پیش فرض پاسخ : اشعار و زندگينامه ی وحشــي بافقـــي

    غزل 2


    كشيده عشق در زنجير جان ناشكيبا را
    نهاده كار صعبي پيش ، صبر بند فرسا را
    توام سر رشته داري ، گر پرم سوي تو معذورم
    كه در دست اختياري نيست مرغ بند بر پا را
    من از كافر نهادي هاي عشق اين رشك مي بينم
    كه با يعقوب هم خصمي بود جان زليخا را
    به گنجشكان ميالا دام خود ، خواهم چنان باشي
    كه استغنا زني گر بيني اندر دام عنقا♥ را
    اگر داني چو مرغان در هواي دامگه داري
    ز دام خود ، به صحرا افكني اول دل ما را
    نصيحت اين همه در پرده با آن طور خود رايي
    مگر وحشي نمي داند زبان رمز و ايما را
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  6. کاربر روبرو از پست مفید ياس سپاس کرده است .


  7. Top | #4

    محل سکونت
    يه جايى كه نه غريبم نه آشنا
    نوشته ها
    1,136
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    میانگین پست در روز
    0.76
    تیم فوتبال محبوب
     
    مدل گوشی
     
    امتیاز
    13,302
    سپاس ها
    1,987
    سپاس شده 2,493 در 1,033 پست
    داریک
    0
    13,302 امتیاز ، سطح 50
    13,302 امتیاز ، سطح 50
    1% کامل شده
    امتیاز لازم برای سطع بعدی 498
    1% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 498
    2.0% فعالیت
    2.0% فعالیت

    پیش فرض پاسخ : اشعار و زندگينامه ی وحشــي بافقـــي

    غزل 3

    راندي ز نظر چشم بلا ديده ما را
    اين چشم كجا بود ز تو ديده ما را
    سنگي نيفتد اين طرف از گوشه آن بام
    اين بخت نباشد سر شوريده ما را
    مرديم به آن چشمه حيوان كه رساند
    شرح عطش سينه تفسيده♣ ما را
    فرياد ز بد بازي دوري كه بر افشاند
    اين عرصه شطرنج فروچيده ما را
    هجران كسي كرد به يك سيلي غم ، كور
    چشم دل از تيغ نترسيده ما را
    ما شعله شوق تو به صد حيله نشانديم
    دامن مزن اين آتش پوشيده ما را
    ناگاه به باغ تو خزاني بفرستند
    خرسند كن از خود دل رنجيده ما را
    با اشك فرو ريخت ستمهاي تو وحشي
    پاشيد نمك جان خراشيده ما را

    ♣ : بسيار داغ شده، تفتيده .
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  8. کاربر روبرو از پست مفید ياس سپاس کرده است .


  9. Top | #5

    محل سکونت
    يه جايى كه نه غريبم نه آشنا
    نوشته ها
    1,136
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    میانگین پست در روز
    0.76
    تیم فوتبال محبوب
     
    مدل گوشی
     
    امتیاز
    13,302
    سپاس ها
    1,987
    سپاس شده 2,493 در 1,033 پست
    داریک
    0
    13,302 امتیاز ، سطح 50
    13,302 امتیاز ، سطح 50
    1% کامل شده
    امتیاز لازم برای سطع بعدی 498
    1% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 498
    2.0% فعالیت
    2.0% فعالیت

    پیش فرض پاسخ : اشعار و زندگينامه ی وحشــي بافقـــي

    غزل 4

    چند به دل فرو خورم اين تَف♦ سينه تاب را
    در ته دوزخ افكنم جان پر اضطراب را
    تافته عشق دوزخي ز اهل نصيحت اندرو
    بر من و دل گماشته صد ملك عذاب را
    شوق به تازيانه گر دست بدين نمط زند
    زود سبك عنان كند صبر گران ركاب را
    آنكه خدنگ نيمكُُش مي خورم از تغافلش
    كاش تمام كش كند نيم كش عتاب را
    خيل خيال كيست اين كز در چشمخانه ها
    مي كشد اين چنين برون خلوتيان خواب را
    مي جهد آهم از درون پاس جمال دار هان
    صر صر♠ ما نگون كند مشعل آفتاب را
    وحشي و اشك حسرت و تف هواي باديه
    آب ز چشم تر بود ره سپر سراب را

    ♦ : حرارت ، گرمي .
    ♠ : باد سرد و سخت .
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  10. کاربر روبرو از پست مفید ياس سپاس کرده است .


  11. Top | #6

    محل سکونت
    يه جايى كه نه غريبم نه آشنا
    نوشته ها
    1,136
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    میانگین پست در روز
    0.76
    تیم فوتبال محبوب
     
    مدل گوشی
     
    امتیاز
    13,302
    سپاس ها
    1,987
    سپاس شده 2,493 در 1,033 پست
    داریک
    0
    13,302 امتیاز ، سطح 50
    13,302 امتیاز ، سطح 50
    1% کامل شده
    امتیاز لازم برای سطع بعدی 498
    1% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 498
    2.0% فعالیت
    2.0% فعالیت

    پیش فرض پاسخ : اشعار و زندگينامه ی وحشــي بافقـــي

    غزل 5

    تازه شد آوازه خوبي گلستان تو را
    نغمه سنج نو ، مبارك باد بوستان تو را
    خوان زيبايي به نعمتهاي ناز آراست حُسن
    نعمت اين خوان گوارا باد مهمان تو را
    مدعي خوش كرد محكم در ميان دامان سعي
    فرصتش بادا كه گيرد سخت دامان تو را
    باد پيمان تو با اغيار• يارب استوار
    گرچه امكان درستي نيست پيمان تو را
    صد چو وحشي بسته زنجير عشقت شد ز نو
    بعد از اين گنجايش ما نيست زندان تو را

    • : ديگران ، بيگانگان .
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  12. کاربر روبرو از پست مفید ياس سپاس کرده است .


  13. Top | #7

    محل سکونت
    يه جايى كه نه غريبم نه آشنا
    نوشته ها
    1,136
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    میانگین پست در روز
    0.76
    تیم فوتبال محبوب
     
    مدل گوشی
     
    امتیاز
    13,302
    سپاس ها
    1,987
    سپاس شده 2,493 در 1,033 پست
    داریک
    0
    13,302 امتیاز ، سطح 50
    13,302 امتیاز ، سطح 50
    1% کامل شده
    امتیاز لازم برای سطع بعدی 498
    1% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 498
    2.0% فعالیت
    2.0% فعالیت

    پیش فرض پاسخ : اشعار و زندگينامه ی وحشــي بافقـــي

    غزل 6


    من آن مرغم كه افكندم به دام صد بلا خود را
    به يك پرواز بي هنگام كردم مبتلا خود را
    نه دستي داشتم بر سر نه پايي داشتم در گل
    به دست خويش كردم اين چنين بي دست و پا خود را
    چنان از طرح وضع ناپسند خود گريزانم
    كه گر دستم دهد از خويش هم سازم جدا خود را
    گر اين وضع است مي ترسم كه با چندين وفاداري
    شود لازم كه پيشت وانمايم بي وفا خود را
    چو از اظهارنظر عشقم خويش را بيگانه مي داري
    نمي بايست كرد اول به اين حرف آشنا خود را
    ببين وحشي كه در خوناب حسرت ماند پا در گل
    كسي كو بگذراندي تشنه از آب بقا خود را
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  14. کاربر روبرو از پست مفید ياس سپاس کرده است .


  15. Top | #8

    محل سکونت
    يه جايى كه نه غريبم نه آشنا
    نوشته ها
    1,136
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    میانگین پست در روز
    0.76
    تیم فوتبال محبوب
     
    مدل گوشی
     
    امتیاز
    13,302
    سپاس ها
    1,987
    سپاس شده 2,493 در 1,033 پست
    داریک
    0
    13,302 امتیاز ، سطح 50
    13,302 امتیاز ، سطح 50
    1% کامل شده
    امتیاز لازم برای سطع بعدی 498
    1% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 498
    2.0% فعالیت
    2.0% فعالیت

    پیش فرض پاسخ : اشعار و زندگينامه ی وحشــي بافقـــي

    غزل 7

    طي زمان كن اي فلك مژده وصل يار را
    پاره اي از ميان ببر اين شب انتظار را
    شد به گمان ديدني عمر تمام و من همان
    چشم به ره نشانده ام جان اميدوار را
    هم تو مگر پياله اي بخشي از آن مي كهن
    ورنه شراب ديگري نشكند اين خمار را
    شد ز تو زهر خوردنم مايه رشك عالمي
    بس كه به ذوق مي كشم اين مي ناگوار را
    نيم شرر ز عشق بس تا ز زمين عافيت
    دود بر آسمان رسد خرمن اعتبار را
    وحشي اگر تو عاشقي كو نفس تو را اثر
    هست نشانه اي دگر سينه داغدار را
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  16. کاربر روبرو از پست مفید ياس سپاس کرده است .


  17. Top | #9

    محل سکونت
    يه جايى كه نه غريبم نه آشنا
    نوشته ها
    1,136
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    میانگین پست در روز
    0.76
    تیم فوتبال محبوب
     
    مدل گوشی
     
    امتیاز
    13,302
    سپاس ها
    1,987
    سپاس شده 2,493 در 1,033 پست
    داریک
    0
    13,302 امتیاز ، سطح 50
    13,302 امتیاز ، سطح 50
    1% کامل شده
    امتیاز لازم برای سطع بعدی 498
    1% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 498
    2.0% فعالیت
    2.0% فعالیت

    پیش فرض پاسخ : اشعار و زندگينامه ی وحشــي بافقـــي

    غزل 8

    خيز و به ناز جلوه ده قامت دلنواز را
    چون قد خود بلند كن پايه قدر ناز را
    عشوه پرست من بيا مي زده ، مست و كف زنان
    حُسن تو پرده گو بدر پردگيان راز را
    عرض فروغ چون دهد مشعله جمال تو
    قصه به كو تهي كشد شمع زبان دراز را
    آن مژده كشت عالمي تا به كرشمه نصب شد
    واي اگر عمل دهي چشم كرشمه ساز را
    نسيم كش تغافلم☺ كار تمام ناشده
    نسيم نظر اجازه ده نرگس نيم باز را
    وعده جلوه چون دهي قدوه☻ اهل صومعه
    در ره انتظار تو فوت كند نماز را
    وحشيم و جريده رو كعبه عشق مقصدم
    بدرقه اشك و آه من قافله نياز را
    .
    ☺: خويشتن را غافل وانمود كردن ، غفلت ورزيدن .
    ☻: پيشوا ، مقتدا .
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  18. کاربر روبرو از پست مفید ياس سپاس کرده است .


  19. Top | #10

    محل سکونت
    يه جايى كه نه غريبم نه آشنا
    نوشته ها
    1,136
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    میانگین پست در روز
    0.76
    تیم فوتبال محبوب
     
    مدل گوشی
     
    امتیاز
    13,302
    سپاس ها
    1,987
    سپاس شده 2,493 در 1,033 پست
    داریک
    0
    13,302 امتیاز ، سطح 50
    13,302 امتیاز ، سطح 50
    1% کامل شده
    امتیاز لازم برای سطع بعدی 498
    1% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 498
    2.0% فعالیت
    2.0% فعالیت

    پیش فرض پاسخ : اشعار و زندگينامه ی وحشــي بافقـــي

    غزل 9


    نرخ بالا كن متاع غمزه غماز♠ را
    شيوه را بشناس قسمت ، قدر مشكن ناز را
    پيش تو من كم ز اغيارم♥ و گرنه فرق هست
    مردم بي امتياز و عاشق ممتاز را
    صيد بندانت مبادا طعن ناداني زنند
    بهر صيد پشه بند از پاي بگشا باز را
    انگبين♦ دام مگس كردن ز شيرين پيشه اي است
    بر گذر نه دام ، مرغ آسمان پرواز را
    حيف از بازو نيايد دست بر سيمرغ بند
    تير بر گنجشك مشكن چشم تيرانداز را
    بر ده ويران چه تازي ؟ كشوري تسخير كن
    شوكت شاهي مبر حسني باين اعزاز♣ را
    مهر بر لب باش وحشي اين چه دل پردازي است
    بيش از اين رخصت ○ مده طبع سخن پرداز را


    ♠ : بسيار سخن چين ، نمام .
    ♥ : ديگران ، بيگانگان .
    ♦ : عسل ، شهد ، آنچه شيرين است .
    ♣ : گرامي داشتن ، عزيز داشتن .
    ○ : اذن ، اجازه .
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  20. کاربر روبرو از پست مفید ياس سپاس کرده است .


صفحه 1 از 40 1234511 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. زندگينامه و آثار احمد شاملو
    توسط bethoven در انجمن شعر و شاعري
    پاسخ ها: 74
    آخرين نوشته: 11-21-2010, 12:43 PM
  2. زندگینامه ی شفیعی کدکنی و گزیده اشعار
    توسط bethoven در انجمن زندگينامه نويسندگان و شاعران
    پاسخ ها: 34
    آخرين نوشته: 05-05-2010, 12:44 AM
  3. اشعار سهراب سپهری
    توسط kitten در انجمن شعر و شاعري
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: 03-09-2010, 01:35 PM
  4. زندگی نامه احمدشاملو و اشعارش
    توسط kitten در انجمن کتابخانه الكترونيكي
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 03-05-2010, 02:05 PM
  5. نوروز در اشعار پارسی
    توسط kitten در انجمن مشاهیر ایران و جهان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 03-03-2010, 08:52 PM

کاربران تگ شده

کاربران مشاهده کننده موضوع : 0

There are no members to list at the moment.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •