به انجمن خوش آمدید

 

طراحی و پشتیبانی سایت های انجمن ساز ویبولتین در ایران به همراه اموزش هایی اولیه برای این برنامه vBulletin  طراحی و پشتیبانی سایت های انجمن ساز ویبولتین در ایران به همراه اموزش هایی اولیه برای این برنامه vBulletin
 

 

   

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11
Like Tree10Likes

موضوع: گناه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    نوشته ها
    26
    سپاس ها
    60
    سپاس شده 204 در 84 پست

    Posticon (3) گناه

    گناه چيست؟ «گناه» عملي است كه با اراده و رضايت الهي در تضاد بوده ، با ايجاد نوعي “ تاريكي" معنوي در نفس انسان، آدمى را از خداي متعال كه "نور" آسمانها و زمين است، دور مى‏سازد و به عبارت ديگر، موجب بازماندن وى از كمال و قرب به خدا مى‏گردد. تعيين اين كه چه چيزي گناه است و چه چيزي ثواب از طريق كتاب و سنت مقدور است، زيرا در بسياري از موارد، گناه بودن عملي قابل تشخيص عقلاني نيست و خداي متعال است كه اين موارد را به اقتضاي علم و حكمت مطلق خود، از طريق وحي و دين، براي بشر بيان نموده است.

    اقسام گناه:عالمان اسلامي گناهان را بردو گونه تقسيم نموده اند: گناهان كبيره (بزرگ) و گناهان صغيره (كوچك)..
    اين تقسيم بندى از قرآن و روايات سرچشمه گرفته است ؛ در قرآن چنين مىخوانيم: اگر ازگناهان كبيره اى كه از آن نهى شده ايد، اجتناب كنيد، گناهان كوچك شما را مى پوشانيموشما را در جايگاه خوبى وارد مى سازيم . (نساء، 31) 1
    و در جاى ديگر آمده است: و كتاب (نامه اعمال ) در آنجا گذارده شود، گنهكاران را مى بينى كه از آنچه در آن است ،ترسان و هراسناكند، و مى گويند: اى واى بر ما، اين چه كتابى است كه هيچ عمل كوچك وبزرگى نيست ، مگر اينكه آن را شماره كرده است ؟ (كهف، 49) 2
    و درباره ىبهشتيان مى خوانيم: مواهب آخرت ، جاودانه است براى آنانكه از گناهان بزرگ و كارهاى زشت پرهيز مىكنند. (شوري، 38) 3
    از اين آيات به روشنى استفاده مى شود، كه گناهان ، دو گونه اند: كبيرهو صغيره و همچنين استفاده مى شود بعضى از گناهان ، بدون توبه حقيقى بخشودنى نيست ،
    ولى بعضى از آنها بخشودنى است . امام على عليه السلامدر گفتارى فرمود: گناهان بر سه گونه اند: گناه بخشودنى و گناه نابخشودنى و گناهى كه براى صاحبش ، هم اميد بخششداريم و هم ترس از كيفر.
    سپس فرمود:اماگناهى كه بخشيده است ، گناه بنده اى است كه خداوند او را در دنيا كيفر مى كند و درآخرت كيفر ندارد. در اين صورت خداوند حكيم تر و بزرگوارتر از آن است كه بنده اش را دوبار كيفر كند.
    اما گناهى كه نابخشودنى است ، حق الناس است يعنى ظلم بندگان نسبتبه همديگر كه بدون رضايت مظلوم بخشيده نمى شود.
    و اما نوع سوم ، گناهى است كهخداوند آن را بر بنده اش پوشانده ، توبه را نصيب او نموده است ، و در نتيجه آن بندههم از گناهش هراسان است و هم اميد به آمرزش پروردگارش دارد، ما نيز درباره ى چنينبنده اى ، هم اميدواريم و هم ترسان .(بحار الانوار، ج6، ص29) 4
    amoo javad likes this.

  2. کاربر روبرو از پست مفید Emily_B سپاس کرده است .


  3. #2

    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    نوشته ها
    26
    سپاس ها
    60
    سپاس شده 204 در 84 پست

    پیش فرض پاسخ : گناه

    ملاك كبيره (بزرگ) بودن گناه: در قرآن مجيد و كلام معصومين (ع) كليه اعمالى كه گناه محسوب مى‏شود، بيان گرديده است ، منتهي كبيره بودن گناه، پيرو ملاك هايي است. در كتابتحرير الوسيله امام خمينى قدس سره پيرامون معيار گناهان كبيره ، چنين آمده است :
    1- گناهانى كه در مورد آنها در قرآن يا روايات اسلامى وعده ى آتش ‍ دوزخ ، دادهشده باشد.
    2- از طرف شرع ، به شدت ، از آن نهى شده است .
    3- دلايلي وجود داردكه معلوم مي شود آن گناه ، بزرگتر از بعضى از گناهان كبيره است .
    4- عقل ، حكم كند كه فلان گناه، كبيره است .
    5- در ذهن مسلمينِ پاى بند به دستورات الهى ، چنين تثبيتشده كه فلان گناه ، از گناهان بزرگ است .
    6- از طرف پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله)
    يا امامان (عليهم السلام) در خصوص گناهى تصريح شده كه از گناهان كبيره است . (برخي از فقها تعزير را نشانه كبيره بودن گناه مي دانند كه در اين صورت استمنا نيز از گناهان كبيره محسوب خواهد شد ، زيرا در روايتي آمده است كه علي (ع)، با زدن روي دست، شخص مستمني را تعزير فرمودند.)
    البته گناهان كبيره نيز همه در يك سطح نيستند. بعضى بدون توبه بخشيده نمى‏شوند، مانند «شرك» و «قتل نفس» و برخى بدون توبه و تحت شرايطي و در اثر انجام كارهاي نيك ممكن است مشمول مغفرت گردند
    .
    amoo javad likes this.

  4. کاربر روبرو از پست مفید Emily_B سپاس کرده است .


  5. #3

    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    نوشته ها
    26
    سپاس ها
    60
    سپاس شده 204 در 84 پست

    پیش فرض پاسخ : گناه

    فهرست گناهان كبيره: روايات متعددى از ائمّه عليهم السلام به ما رسيده كه بيانگر تقسيمگناهان به كبيره و صغيره است ، ودر كتاب اصول كافى يك باب تحت عنوان"باب الكبائر"به اين موضوعاختصاص يافته كه داراى 24 حديث است .
    در روايت اوّل و دوّم اين باب ، تصريح شدهكه گناهان كبيره ، گناهانى را گويند كه خداوند، دوزخ و آتش جهنم را بر آنها مقررنموده است .
    در بعضى از اين روايات (روايتسوم و هشتم )، هفت گناه به عنوان گناه كبيره ، و در برخى از روايات (روايت 24)نوزده گناه به عنوان گناهان كبيره ، شمرده شده است .
    گرچه هر گناه ، چون مخالفت فرمان خداى بزرگ است ، سنگين و بزرگ است، ولى اين موضوع منافات ندارد كه بعضىاز گناهان نسبت به خود و آثارى كه دارد، بزرگتر از برخى ديگر باشد، و به گناهانبزرگ و كوچك تقسيم گردد.

    گناهان كبيره در كلام امام صادق
    ) عليه السلام):

    عمروبن عبيديكى از علماى اسلام ، به حضور امام صادق (عليه السلام) آمد،سلام كرد و سپس اين آيه را خواند: نيكوكارانكسانى هستند كه از گناهان بزرگ ، و زشتى پرهيز مى كنند. (شوري، 38) 5
    سپس سكوت كرد ودنبال آيه را نخواند؛ امام صادق (عليه السلام) به او فرمودند:چرا سكوت كردى ؟! او گفت : دوست دارم ، گناهان كبيره را از كتاب خداوند بدانم .
    آنگاه امام صادق (عليه السلام) گناهان كبيره اى راكه در قرآن آمده بيان نمودند: 1- بزرگترين گناهان كبيره ، شرك به خدا است : قرآن مىفرمايد كسي كه براىخدا، شريك قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام مى كند. (مائده، 72 )6
    2- نااميدى از رحمت خدا: هيچ كس جزكافران از رحمت خدا، نوميد نگردد. (يوسف،87)7
    3- ايمنى از مكر (عذاب و مهلت )خدا: از مكرخدا ايمن نشود، مگر مردم زيان كار. ( اعراف، 99) 8
    4- عقوق (و آزار) والدين : چنان كه قرآناز زبان عيسى (عليه السلام) مى فرمايد: خدا دستورداده كه به مادرم نيكى كنم و مرا زورگوى تيره بخت قرار نداده است . (مريم، 32) 9
    5- كشتن انسانِ بى گناه : و هر كسفرد با ايمانى را از روى عمد، به قتل برساند مجازات او، دوزخ است كه جاودانه در آنمى ماند، و خداوند بر او غضب مى كند و از رحمتش دور مى سازد و عذاب عظيمى براى اوآماده ساخته است. (نساء، 93)10
    6- نسبت نارواى زنا به زن پاكدامن : كسانى كه زنان پاكدامن و بى خبر (از هر گونه آلودگى ) و با ايمان رامتهم مى سازند، در دنيا و آخرت ، از رحمت الهى بدورند، و عذاب بزرگى در انتظارشاناست .(نور، 23) 11
    7- خوردن مال يتيم: هماناكسانى كه اموال يتيمان را مى خورند، آنها در شكم هاى خود، آتش فرو مى برند و بزودىدر آتش سوزان مى سوزند. ( نساء، 10)12
    8- فرار از جبهه جهاد: و هر كس درآن هنگام (جنگ ) به آنها پشت كند مگر در صورتى كه هدفش ، كناره گيرى از ميدان براىحمله مجدد و يا به قصد پيوستن به گروهى (از مجاهدان ) بوده باشد (چنين كسى ) گرفتارخشم پروردگار خواهد شد، و جايگاه او جهنم ، و چه بد عاقبتى است . ( انفال، 16)13
    9- رباخوارى: كسانى كه ربا مى خورند، بر نمى خيزند مگر مانند كسى كه شيطان باتماسخود، او را همچون ديوانه ، آشفته حال كرده است .14( بقره، 275)
    10- سحر وجادو: قطعادانستند كه هر كس خريدار جادو شود، در آخرت ، بى بهره خواهد بود. ( بقره، 102)15
    11- زنا: هر كس كه زنا كند، مجازاتش را خواهد ديد، عذاب چنين كسى در قيامت ،مضاعف گردد و با خوارى ، هميشه در آن خواهد ماند. ( فرقان، 68)16
    12- سوگند دروغ براى گناه : كسانى كه پيمان خود با خدا و سوگندهاى خود را به بهاى اندك مىفروشند، در آخرت ، بى بهره اند. (آل عمران، 77)
    17 13- خيانت در غنايم جنگى : و هر كه درغنيمت جنگى ، خيانت كند، روز قيامت با آنچه خيانت كرده بيايد. ( آل عمران، 161)18
    14- نپرداختن زكات واجب : در آن روز (طلاها و نقره ها را)در آتش دوزخ داغ و سوزان كرده و با آن صورت ها و پهلوها و پشتهايشان را داغ مى گذارند. ( توبه، 35) 19
    15- گواهى به دروغ ، كتمان : و هر كسگواهى دادن را پنهان كند، قلبش گنهكار است .( بقره، 283)20
    16- شراب خوارى : اى كسانى كه ايمان آورده ايد، شراب و قمار و بت ها و تيرهاى قرعه پليدند و از عمل شيطانند.پس از آنها دورى كنيد باشد كه رستگار شويد. ( مائده، 90) 21
    17- ترك نماز يا واجبات ديگربطور عمد، زيرا پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: هر كس عمدا نماز را ترك كند از پيمان خدا و رسول خدا بيزارى جسته است . (بحار الانوار، ج47، ص17) 22
    18و19- پيمان شكنى و قطع رحم ، چنانكه خداوند مى فرمايد: براىآنانكه (پيمان را مى شكنند و قطع رحم مى كنند) لعنت و خانه بد در آخرت ، است. (رعد، 25)23 .
    امام صادق (عليه السلام) به اينجا كه رسيد، عمروبن عبيد در حالى كه ازشدت ناراحتى ، شيون مى كشيد از محضر آن حضرت خارج شد و مى گفت: به هلاكت رسيد آنكس كه به راءى ، فتوا داد، و در فضل و علم با شما،ستيزكرد. (بحارالانوار، ج76، ص 8) 24

    امام خميني (رض) در كتاب تحرير الوسيله مى گويد: گناهان كبيره ، بسيار است ، بعضى از آنها عبارتند از:
    1- نا اميدى ازرحمت خدا. 2- ايمن شدن از مكر خدا. 3- دروغ بستن به خدا يا رسول خدا صلّى اللّهعليه و آله و يا اوصياى پيامبر عليهم السلام4- كشتن نا بجا. 5- عقوق پدرومادر6- خوردن مال يتيم از روى ظلم . 7- نسبت زنا به زن با عفت . 8- فراراز جبهه جنگ با دشمن . 9- قطع رحم . 10- سحر و جادو. 11- زنا. 12- لواط. 13- دزدى . 14- سوگند دروغ . 15- كتمان گواهى . (در آنجا كه گواهى دادنواجب است ) 16- گواهى به دروغ . 17- پيمان شكنى . 18- رفتار بر خلاف وصيّت . 19- شرابخوارى . 20- رباخوارى . 21- خوردن مال حرام . 22- قمار بازى . 23- خوردن مردار و خون . 24- خوردن گوشت خوك . 25- خوردن گوشت حيوانى كهمطابق شرع ذبح نشده است . 26- كم فروشى . 27- تعرّب بعد از هجرت . يعنى انسانبه جايى مهاجرت كند كه دينش ‍ را از دست مى دهد. 28- كمك به ستمگر. 29- تكيه برظالم . 30- نگهدارى حقوق ديگران بدون عذر. 31- دروغگويى . 32- تكبر. 33- اسراف و تبذير. 34- خيانت . 35- غيبت . 36- سخن چينى . 37- سر گرمى به امورلهو. 38- سبك شمردن فريضه حج . 39- ترك نماز. 40- ندادن زكات . 41- اصراربر گناهان صغيره.
    از اين ميان شرك به خدا و انكار آنچه را كه خداوند دستور داده ، ودشمنى با اولياى خدا، از بزرگترين گناهان كبيره است.
    همانگونه كه بيان شد طبق فتواى امام خمينى قدس سره گناهان كبيره ، بسيار است و آنچه در بالا ذكر شد قسمتى از آنهااست ، مثلا توهين به كعبه و قرآن و پيامبر( صلّى اللّه عليه و آله) و امامان (عليهمالسلام) يا ناسزا گفتن به آنها و بدعت گذارى و.... از گناهان كبيره است .
    amoo javad likes this.

  6. کاربر روبرو از پست مفید Emily_B سپاس کرده است .


  7. #4

    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    نوشته ها
    26
    سپاس ها
    60
    سپاس شده 204 در 84 پست

    پیش فرض پاسخ : گناه

    موارد تبديل گناه صغيره به كبيره:از آيات و روايات استفاده مى شودكه در چند مورد، گناه صغيره ، تبديل به كبيره شده و حكم گناهان كبيره را پيدا مىكند از جمله :

    اول. اصرار بر صغيره
    :
    تكرار گناه صغيره ، آن را تبديل به گناه كبيره مى كند، و اگر انسان حتى يك گناه كند، ولى استغفار نكند، ودر فكر توبه هم نباشد، اصرار به حساب مى آيد. صغيره همچون نخ نازك و باريكى استكه اگر تكرار شود، طناب و ريسمان ضخيمي مى گردد كه در اين صورت پاره كردنش مشكل است .
    قرآن درباره ى پرهيزكاران مى فرمايد: آنانآگاهانه بر گناهانشان ، اصرار نورزند. (آل عمران، 135)25
    امام باقر عليه السلام در شرح اينآيه فرمود: اصرار، عبارت از اين است كه كسى گناهى كند و از خدا آمرزش ‍نخواهد و در فكر توبه نباشد.
    اميرمؤ منان على عليه السلامفرمود: از اصرار
    بر گناه بپرهيز، چرا كه از بزرگترين جرايم است. (مستدرك الوسايل،موسسه آل البيت، ج11، ص368) 26
    از گناهان كوچك غافل نشويم
    : امام صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا (صلّىاللّه عليه و آله) همراه ياران (در سفرى ) در سرزمين بى آب و علفى فرود آمد، بهيارانش فرمود:ائتوابحطب ، هيزم بياوريدكه از آن آتشروشن كنيم تا غذا بپزيم . ياران عرض كردند: اينجا سرزمين خشكى است و هيچگونههيزم در آن نيست !. رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود:برويد هر كدام هر مقدار مى توانيد جمع كنيدآنها رفتند و هر يك مختصرى هيزم يا چوب خشكيده اى با خودآورد و همه را در پيش روى پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) روى هم ريختند، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: اين گونه گناهان ، روى هم انباشته مى شوند. سپس فرمود: ايّاكم و الُمحقّراتمن الذّنوب از گناهان كوچك بپرهيزيد كه همه آنها جمع و ثبت مى گردد. ...( اصول كافي، ج2، ص 288 )
    امام صادق عليه السلام فرمود: لا صَغيرة مع الاِصرار در صورت
    اصرار، گناه صغيره اى نباشد. ( بحار الانوار، ج 8، ص 352)
    دوم . كوچك شمردن گناه:

    كوچكشمردن گناه ، آن را به گناه بزرگ تبديل مى كند، براى روشن شدن موضوع ، به اين مثالتوجه كنيد:
    اگر كسى سنگى به سوى ما پرتاب كند، ولى بعداً پشيمان شده و عذرخواهىكند، ممكن است او را ببخشيم ، ولى اگر سنگ ريزه اى به ما بزند، و در مقابلِ اعتراضبگويد: اين كه چيزى نيست ، بى خيالش . او را نمى بخشيم ، زيرا اين كار، از روحاستكبارى او پرده برمى دارد و بيانگر آن است كه او گناهش را كوچك مى شمرد. به اينروايات توجه كنيد:
    امام حسن عسكرى (عليه السلام) فرمود: از گناهاننابخشودنى اين است كه انسان بگويد: كاش مرا به غير از اين گناه مجازاتنكنند؛ يعنى آن گناهِ مورد اشاره را كوچك بشمرد. ( بحارالانوار، ج50، ص250) 27
    اميرمؤ منان على(عليه السلام) مى فرمايد: بدترينگناهان ، آن است كه صاحبش آن را كوچك بشمرد. ( كلمة التقوي، ج2، ص294) 28
    امام صادق (عليه السلام) فرمود: از گناه حقير و ريز، بپرهيز (سبك مشمار) كه آمرزيدهنشود. عرض كردم : گناهان حقير چيست !؟ فرمود آن است كه : كسى گناهكند و بگويد خوشا به حال من اگر غير از اين گناه نداشتم . (مشكوة الانوار، ص273) 29

    سوم. اظهار خوشحالى هنگام گناه
    :
    لذت بردن از گناه و شادمانى هنگامانجام گناه ، از امورى است كه گناه را بزرگ مى كند و موجب كيفر بيشتر مى شود. دراينجا به چند روايت توجه كنيد:
    اميرمؤ منان على (عليه السلام) فرمود: بدترين بدها كسى است كه به انجام بدى خوشحال گردد. ( عيون الحكم و المواعظ، ص294) 30
    و نيزفرمود: كسى كه ازانجام گناه ، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جاى آن لذّت به او مىرساند. (عيون الحكم والمواعظ، ص436) 31
    امام سجاد (عليه السلام) فرمود: از شاد شدن هنگام گناه بپرهيز، كه اين شادى بزرگتر از انجام خود گناه
    است . ( بحارالانوار، ج75، ص159) 32 و نيز فرمود: عذابدردناك گناه شيرينى آن را تباه مى سازد.33

    چهارم. گناه از روى طغيان
    يكى ديگر از امورى كه موجب تبديل گناه كوچك به گناه بزرگ مى شود، طغيان و سركشى در انجام گناه است؛در قرآن كريم مي خوانيم: و اما آنهاكه طغيان كردند و زندگى دنيا را مقدم شمردند، بى گمان جايگاهشان دوزخ است
    .34
    پنجم.
    مغرور شدن به مهلت الهى:

    ديگر از امورى كه گناه كوچك را به گناه بزرگ تبديل مى كند، آن است كه گنهكار مهلت خدا و مجازات نكردن سريع
    او را دليل رضايت خدا بداند و يا خود را محبوب خدا بداند. گناهكاراندر دل مى گويند: چرا خدواند مارا به خاطر گناهانمان عذاب نمى كند؟ جهنم براى آنهاكافى است ، وارد آن مى شوند و بد جايگاهى است .
    وعده عذاب جهنم براى چنين افرادى ، دليل آن است كه گناه افرادى كه مغرور به عدم مجازات سريع خداوند هستند،گناه كبيره است . (مجادله، 8) 35

    ششم. تجاهر به گناه:

    آشكار نمودن گناه نيز، گناه صغيره را تبديل به گناه كبيره مى كند، شايد از اين نظر كه آشكار نمودن گناهحاكى از تجرّى و بى باكى بيشتر گنهكار است ، و موجب آلوده كردن جامعه ، و عادىنمودن گناه مى گردد.
    اميرمؤ منان على (عليه السلام) فرمود: از آشكارنمودن گناهان بپرهيز، كه آن از سخت ترين گناهان است. (عيون الحكم والمواعظ، ص95) 36
    و حضرت رضا (عليه السلام) فرمود: پاداشپنهان كننده كردار نيك ، معادل هفتار كار نيك است ، و آشكار كننده گناه ، خوار مىباشد. (بحارالانوار، ج67، ص251) 37

    هفتم. گناه شخصيت ها
    :
    گناه آنان كه در جامعه ، داراىموقعيت خاص هستند، با گناه ديگران يكسان نيست ، و چه بسا گناه صغيره آنها، حكم گناهكبيره را داشته باشد، زيرا گناه آنها داراى دو بعد است : بعد فردى و بعد اجتماعى .
    گناه شخصيت ها و بزرگان از نظر بعد اجتماعى مى تواند زمينه ى اغوا و انحرافجامعه و موجب سستى دين مردم شود.
    بر همين اساس ، حساب خداوند با بزرگان و شخصيتها، غير از حساب او با ديگران است .
    amoo javad likes this.

  8. کاربر روبرو از پست مفید Emily_B سپاس کرده است .


  9. #5

    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    نوشته ها
    26
    سپاس ها
    60
    سپاس شده 204 در 84 پست

    پیش فرض پاسخ : گناه

    گناه بزرگان از ديدگاهقرآن:
    در سوره حاقهّ در باره عالمان بدعت گذار مى خوانيم و اگر او (پيامبر) سخن دروغ بر ما مى بست ، ما او را با قدرت مى گرفتيم ، سپس ‍شاهرگش را قطع مى كرديم ، و احدى از شما نمى توانست مانع شود و از او حمايتكند. (حاقهّ،
    44 تا 48) 38.
    در قرآن افراد بدعت گذار و تحريف گر بسيارى مطرح شده اند اما خدادرباره ى هيچكدام از آنها اين گونه سخن نگفت كه :رگگردنت را مى زنيم،ولى به پيامبر (صلّى اللّه عليه وآله) به خاطر عصمت و مقام علم و آگاهيش چنين مى فرمايد، زيرا او شخص بزرگى است كهگناهش نيز بسيار بزرگ است .
    بنابراين آنان كه داراى شخصيت علمى و دينى هستند وانتسابشان به دستگاه دين بيشتر است ، مسئوليت بيشترى دارند.

    amoo javad likes this.

  10. کاربر روبرو از پست مفید Emily_B سپاس کرده است .


  11. #6

    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    نوشته ها
    26
    سپاس ها
    60
    سپاس شده 204 در 84 پست

    پیش فرض پاسخ : گناه

    گناه بزرگان از ديدگاه روايات:
    1
    امام صادق عليه السلام در ضمن گفتارىفرمود: هفتاد گناهاز جاهل ، بخشيده مى شود قبل از آنكه يك گناه از عالم ، بخشيده گردد. (بحارالانوار،ج75، ص193) 39
    رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله در ضمن گفتارى فرمود: اگرعالمان دين و زمامداران ، فاسد شدند، مردم نيز فاسد مى شوند.
    و در سخن ديگر فرمود: عوام امت من اصلاح نمى شوند مگر با اصلاح خواص امت من ! شخصى پرسيد: خواص امت چه كسانى هستند؟. فرمود: خواص امت من چهار دسته اند: 1 -زمامداران . 2 -دانشمندان . 3 - عابدان. 4-تاجران . 40
    شخصى ديگر پرسيد: چگونه ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آلهفرمود: زمامداران چوپانان مردمند، وقتى چوپان گرگ شود،گوسفندان چگونه بچرند؟ و علما طبيبان مردمند، وقتى طبيب بيمار باشد، بيماران را چهكسى درمان كند، بندگانِ عابد خداوند راهنماى مردمند، اگر راهنما گمراه شد، چه كسىراه رونده را هدايت مى كند؟ و تاجران امين مردمند، وقتى كه امين خيانت كرد، به چهكسى بايد اطمينان نمود؟
    بنابراين گناه مسئولين ، چهره ها، علما، نهادها، نويسندگان ،
    بزرگان و سادات بيشتر به حساب مى آيد. منابع:
    كتاب گناه شناسي، محسن قرائتي
    گناهان كبيره از ديدگاه امامخمينى قدس سره


    پاورقي: 1- ان تجتنبوا كبائر ماتنهون عنه نكفر عنكم سيئاتكم وندخلكم مدخلا كريماً . 2- و وضعَ الكِتاب فَترىَ الُمجرمينَ مُشفِقينَ ممّا فيهِ ويقُولونَ يا ويلتنا ما لِهذا الكِتاب لايُغادِر صغيرة وَلا كَبيرةً الااَحصاها. 3- و الَّذينَ يَجتَنِبُون كبائِر الاِثمِو الْفَواحِش. 4- : ان الذنوب ثلاثة ... فذنب مغفور و ذنب غير مغفور و ذنب نرجو لصاحبه و نخاف عليه .. 5- الذينّ يجتنبون كبائرالاثم و الفواحش. 6- وَ من يُشرك بِاللّه فَقد حَرّم اللّه عَلَيهِ الجنّة. 7- انّه لايَياءس مِن روحِ اللّه الاّ القَومالكافِرون. 8- فلا يامن من مكر اللهّ الاّ القوم الخاسرون. 9- و برّاً بِوالدَتى ولَم يَجعَلنى جَبّاراً شقيّاً. 10- و مَن يَقتُل مؤ مِنا مُتعَمّدافَجزاؤ ه جهَنّم خالِدا فيها و غَضبَ اللّه عَليه وَ لَعنَه وَ اعدّ لَه عَذابا عَظيما. 11- انّ الّذينَ يَرمُونَ الُمحصِناتِ الغافِلات المُؤ مِنات لُعِنُوا فى الدّنيا و الاخرة وَ لَهم عَذاب عَظيم. 12- انّ الّذينَ يَاءكلون اَموال اليَتامى انماّ ياكلون فى بطونهم نارا وسيصلون سعيرا. 13- وَمَن يُولّهم يَومئذٍ دُبُره الاّ مُتِحرّفا لِقتال او مُتحيّزا الى فِئَة باَّء بِغَضب مِن اللّه وَ مَاءواه جَهنّم و بئس المصير. 14- اَلّذينَ يَاكُلونَ الرِّبا لايَقُومُون اِلاّ كَما يَقوم الّذى يَتخبَّطهُ الشّيطان مِن المسّ . 15- وَ لَقَد عَلمُوا لِمَن اشتَراهُ مالَه فِى الاخِرةمِن خلاق. 16- وَ مَن يَفعَل ذلكَ يَلقَ اَثاما يُضاعف لَه العَذاب يَومَ القيامَة وَ يَخلُد فيهِ مُهانا. 17- اَلّذينَ يَشتَرونَ بِعَهدِ اللّه و ايمانِهم ثَمَنا قَليلا اُولئِك لا خلاقَ لَهم فِى الاخِرة. 18- وَ مَن يَغلُل يَاتِ بِما غَلّ يَوم القِيامَة. 19- يَومَ يُحمى عَلَيها فى نارِ جَهنَّم فَتُكوى بِها جِباهُهُم و جُنوبهم و ظُهورهم. 20- وَ مَن يَكتُمها فَاِنّه آثِم قَلبَه. 21- يا ايّها الَّذين آمَنوا اِنّما الخَمر و المَيسر و الاَنصابُ و الاَزلام رِجسٌ من عَمل الشَّيطان فَاجتَنبوه لعّلكم تُفلِحون. 22- من ترك الصّلاة متعمّدا فقد بَرى من ذمّة اللّه و ذمّة رسول اللّه 23- اُولئِك لَهمُ اللَعنَة وَ لَهم سُوء الدّار. (رعد، 25) 24- هلك من قال براءيه و نازعكم فى الفضل و العلم. 25- ولم يصروا على مافعلوا و هم يعلمون. 26- اياك و الاصرار فانه من اكبر الكبائر و اعظم الجرائم. 27- من الذّنوب التّى لا يغفر ليتنى لا اءُؤ اخَذُ الاّ بهذا 28- اءشدّ الذّنوب ما استَهان به صاحبه 29- الرّجل يَذنب فيَقول طُوبى لى لو لم يَكن لى غير ذلك 30- شر الاشرار من تبهّج بالشر 31- مَن تَلذّذ بمعاصِى الله ذُل 32- إ يّاك و ابتهاج الذّنب فانّه اءعظم من ركوبه 33- حلاوة المعصية يفسدها اليم العقوبة 34- امّا مَن طَغى وَ اثَر الحَياة الدّنيا فَاِنّ الجَحِيمَهِىَ المَاءوى. 35- ويقولون فى انفسهم لولا يعذّبنا اللّه بما نقول حسبهم جهنّم يصلونها فَبِئسَ المَصير. 36- ايّاك و المجاهرة بالفُجور فانّه من اشدّ المآثم 37- المستتر بالحسنة يعدل سبعين حسنة و المذيع بالسيّئة مخذول 38-ولو تَقَوّلَ علينا بعض الاَقاويل . لاَخَذنا منِه بِالَيمين . ثمّ لَقطعنا مِنهالوَتين . فَما مِنكم مِن اَحد حاجِزين. 39- يغفر للجاهل سبعون ذنباً قبل ان يغفر للعالم ذنب واحد 40- خواصامتى اربعة : الملوك و العلماء و العباد و التجار
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه

  12. #7

    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    نوشته ها
    26
    سپاس ها
    60
    سپاس شده 204 در 84 پست

    پیش فرض پاسخ : گناه

    عواقب گناهان جنسی
    گناهان جنسی جسم فرد را آلوده کرده و توانایی آن برای انجام مقاصد الهی را از بین می برد.
    گناه جنسی از این نظر مستثنی است که ما آن را بر علیه جسم خود انجام میدهیم. جسم ما معبد روح الهی است. وقتی ما از جسممان برای گناهان جنسی استفاده می کنیم، به پاكي آن تجاوز کرده و آن معبد را ویران می کنیم. همچنین آن افرادی که با آنها این گناه را انجام می دهیم را نیز آلوده می کنیم. فقدان احترام به جسممان (و خداوند) رابطه ی ما با خدا را از بین می برد.


    گناهان جنسی روح خداوندی را اندوهگین می کند
    .
    هر گناهی که انجام میدهیم باعث اندوهگین شدن روح خداوندی می شود و آتش روح مقدس را در زندگی ما خاموش می کند. هرچه این آتش را بیشتر فرو بنشانیم، همانقدر از نیکی و درستکاری فاصله خواهیم گرفت.


    ارتکاب به گناهان جنسی دژ محکمی برای شر و شیطان در زندگی فرد خواهد ساخت.
    وقتی ما مرتباً مرتکب گناه می شویم، دژ محکمتری برای شیطان در زندگی خود بر پا خواهیم کرد. هرچه بیشتر تن به شهوت و هوس دهیم، کنترل آنها بر روی ما بیشتر خواهد شد، تا آنجا که ما را بنده ی خود خواهند کرد. این دژ محکم بسیار مستحکم خواهد بود، چون جسم، روح و روان ما را درگیر خود کرده است. خوشبختانه دین، راه های زیادی برای ویران کردن این دژ محکم پیش پای ما قرار داده است.


    با ارتکاب به گناهان جنسی نفرینی پشت سرتان خواهد بود، از طرف همسر یا فرزندانتان.
    گناه جنسی به شیطان این امکان را می دهد که ما و نسل های بعد از ما را با نفرین، ذلیل خود کند. بی بندوباری جنسی، زنا، طلاق، نازایی، و سایر مشکلات را گاهاً می توان از نتایج گناه های جنسی دانست.

    .


    گناه جنسی پریشانی روحی در بر خواهد داشت.
    با دنبال کردن لذتهاي ناشی از گناه و نادیده گرفتن وجدان خود برای تشخیث خوبی از بدی، پریشانی و آشفتگی روحانی در بر خواهد داشت. هر چه بیشتر به دنبال گناه و فساد باشید، وجدانتان کدرتر خواهد شد. یک وجدان کدر باعث می شود که بیشتر درمعرض دروغ های شیطان قرار بگیریم که باعث دورتر شدن ما از خداوند یکتا می شود. و این مسئله به جایی میرسد که ما دیگر کارهای خود را گناه تلقی نخواهیم کرد و توانایی ما برای توبه و اصلاح شدن کمتر می شود.


    گناه جنسی پریشانی احساسی به دنبال خواهد داشت. رابطه ی جنسی، تعهد و پیوستگی احساسی با شریک جنسی ایجاد می کند.
    قدرت این تعهدها بر حسب نوع رابطه متفاوت است. خداوند این پیوستگی و تعهد جنسی را برای همسران ایجاد کرده است. اگر این تعهد و پیوستگی با کسی غیر از همسر فرد ایجاد شود، آشفتگی و پریشانی احساسی ایجاد خواهد شد. این آشفتگی به صورت های مختلف نمایان می شود. در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

    *

    رویاها و افکار مکرر درمورد عشق های قبلی.
    *

    ناتوانی در برقراری صمیمیت احساسی با همسر.
    *

    پشیمانی و تلخی نسبت به افرادی که در رابطه های قبلی به فرد صدمه زده اند.
    *

    مقایسه همسر با افراد قبلی در رابطه ی جنسی.
    *

    درک اشتباه از عشق واقعی.
    *

    بی بندوباری و بی قیدی جنسی، در تلاش برای یافتن عشق و صمیمیت واقعی.

    خطر آشفتگی احساسی به اندازه ای است که می تواند فرد را از تجربه ی صمیمیت با همسر خود و خداوند باز دارد. همچنین آشفتگی جنسی می تواند مثل یک نفرین عمل کند و اعتیاد جنسی و سایر کشمکش ها را به دنبال آورد.

    گناه جنسی خاطره هایی ماندنی ایجاد خواهد کرد.
    خاطره های روابط جنسی با کمک هورمون های مخصوص که طی انگیختگی های جنسی تولید می شود، در مغز فرد ایجاد می شوند. شیطان از این خاطره ها برای محکوم کردن و نگاهداشتن فرد در اسارت شهوت استفاده می کند. این خاطره ها ممکن است باعث ایجاد مشکل در روابط جنسی فرد با همسر خود شود. در اینجا برخی نمونه ها آورده شده است:



    *

    تجربه های جنسی فرد با همسرش با افکار مربوط به عشق های قبلی و یا تصویر مستهجنی که فرد مشاهده کرده است، خراب می شود.
    *

    از شریک های جنسی قبلی بت خواهد ساخت—به خصوص وقتی در زندگی زناشویی خود با مشکل مواجه شود.
    *

    از عملکرد جنسی همسر خود ناراضی خواهد بود.
    *

    مغر او برای ارضاء شهوات خود به جای نشان دادن عشق واقعی، به رابطه ی جنسی رو خواهد آورد.
    *

    اگر همسرش راضی به انجام آنچه او سابقاً در رابطه های جنسی خود تجربه نموده و یا در فیلم های مستهجن مشاهده کرده است، نشود، خشمناک و عصبانی خواهد شد.

    اما اگر به دین رو آوریم، توانایی برای از یاد بردن تجربیات پست را پیدا خواهیم کرد، خواهیم توانست فکر و روانمان را شستشو داده و دوباره کنترل امور زندگی خود را در دست گیریم
    amoo javad likes this.

  13. کاربر روبرو از پست مفید Emily_B سپاس کرده است .


  14. #8

    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    نوشته ها
    26
    سپاس ها
    60
    سپاس شده 204 در 84 پست

    پیش فرض پاسخ : گناه

    گناه جنسی باعث به دنیا آمدن فرزندان ناخواسته می شود.
    گناه جنسی باعث پایین آوردن ارزش انسان به صورتی می شود که فرزندان انسان آشغال شناخته شوند. کودکانی که از این روابط به دنیا می آیند، در خانه هایی زندگی خواهند کرد که هیچ سایه ی پدر یا مادر مهربانی بالای سر آنها نخواهد بود.


    گناه جنسی فرد را در معرض ابتلا به بیماری های مسری جنسی خواهد گذارد.
    بیماری های مسری جنسی بسیاری وجود دارد که بسیاری از آنها علائم بسیار ناخوشایند و نامطبوعي را به دنبال خواهند داشت. بدترین این بیماری ها، ایدز، حتی منجر به مرگ نیز می شود.


    گناه جنسی از بین برنده ی ازدواج و خانواده خواهد بود.
    زنا معمولاً باعث از بین رفتن ازدواج و خانواده ها می شود. وقتی زنجیر وفاداری پاره شود، زن و شوهر، آسیب های احساسی، روحی، و حتی گاهي جسمی را تحمل خواهند کرد. برای تعمیر این شکاف، درمان های اساسی مورد نیاز است. خاطره هایی که طی برهم خوردن ازدواج ها ایجاد می شودف تا آخر عمر با او می مانند و نسل های بعد را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد. دیدن تصاویر و فیلم های شهوت انگیر و مستهجن نیز به اندازه ی زنای واقعی، گناه آلود و زیاد آور است و خطای آن نیز نباید دست کم گرفته شود.


    گناه جنسی باعث بی بندوباری اخلاقی و انحراف جنسی خواهد شد.
    گناه جنسی معمولاً آتش تیز از شهوت در ذهن فرد ایجاد خواهد کرد. اگر پیوسته آن آتش را شعله ورتر کند، فرد هرچه بیشتر و بیشتر به اعماق فساد و تباهی فرو خواهد رفت. از این وضعیت به افراط در هر نوع ناپاکی نیز اشاره می شود که رفته رفته هوت و هوس فرد را بشتر خواهدکرد.سایت مردمان
    amoo javad likes this.

  15. کاربر روبرو از پست مفید Emily_B سپاس کرده است .


  16. #9

    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    نوشته ها
    26
    سپاس ها
    60
    سپاس شده 204 در 84 پست

    پیش فرض پاسخ : گناه

    آيا خود ارضايي در مورد زنان گناه است؟ اگر هست چه مجازاتي دارد؟چگونه مي توان از اعتياد رواني به اين مسئله رهايي يافت؟


    خود ارضايي يا استمنا از نظر اسلام حرام و گناه است و در اين جهت فرقي بين دختر و پسر نيست. قرآن کريم مي‌فرمايد: "هر کس از راهي، غير از همسرش، شهوتش را دفع کند، از تجاوز کاران است".[1] يعني از حکم الهي و انساني تجاوز کرده است. پيامبر اکرم(ص) فرمود: "هر کس شهوتش را با دست ( و هر طريق ديگري غير از مسير طبيعي و ازدواج) دفع کند، مورد لعنت و نفرت خداوند است".[2] امام صادق(ع) فرمود: "خود ارضايي (يا دفع شهوت از غير مسير طبيعي) از گناهان بزرگ است".[3] نيز فرمود: "خداوند با نظر رحمت به استمنا کننده نمي نگرد".[4] فعل حرام، عصيان و مخالفت با فرمان حق تعالي است. کم و زيادش در حکم اصلي تفاوت ايجاد نمي کند. هر مقدار به اندازه خود گناه است. اگر کم صورت گيرد، به اندازه خود و اگر زياد باشد، به همان اندازه، اما در مورد تعداد دفعات زياد، گناه ديگري هم هست و آن تکرار گناه است که تکرار و اصرار بر گناه، گناه ديگري محسوب مي‌شود.
    پيامبر اکرم(ص) فرمود: "لا تنظروا الي صِغِرَ الذنب و لکن انظروا اِلي مَنِ اجتَر أتم؛[5] به کوچکي گناه منگريد، بلکه بر عظمت و بزرگي کسي بنگريد که نسبت به او گستاخي و نافرماني کرده‌ايد". از ديدگاه پزشکان استمنا آثار زيانباري بر جسم و روح و روان وارد مي سازد که ذيلا مطالبي به استحضار مي رسد.
    amoo javad likes this.

  17. #10

    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    نوشته ها
    26
    سپاس ها
    60
    سپاس شده 204 در 84 پست

    پیش فرض پاسخ : گناه

    الف. آسيب‏هاى جسمانى‏
    1. ضعف و تحليلِ قواىِ جسمانى‏ کاهش انرژى جسمانى بدن از مضرات مهم و جبران‏ناپذير خودارضايى است. احساس خستگى عارضه طبيعى انزال است، اگر خودارضايى در شبانه روز به دفعات تکرار شود.اين احساس خستگى در ساعات مختلف همراه انسان است. در نتيجه به مرور زمان ضعف و بى حالى در فرد تثبيت شده و يک طبيعت ثانوى براى او ايجاد مى‏کند. کاهش و تخليه مکرر قواى جسمانى به ضعف عمومى و دائمى بدن و بالاخره به پيرى زودرس مى‏انجامد. ... وقتى قلم به دست مى‏گيرم زود خسته مى‏شوم و قدرت نوشتن ندارم، ناچار قلم را روى زمين مى‏گذارم تا وقتى که دستم کمى قدرت پيدا کند و دوباره بنويسم. «نامه‏اى از يک جوان» ... آن چه امروز برايم باقى مانده است (از ناحيه اين عمل) جسمى نحيف و درهم شکسته است. «نامه‏اى از يک جوان». ... با اين که ورزشکارم زانوهايم مرتب سست مى‏شود. «پسرى 18 ساله» من که دخترى پر جنب و جوش و داراى چهره‏اى روشن بودم، کم کم به دخترى بى حال، کم تحرک و رنگ پريده مبدل شدم. «دخترى 15 ساله، کلاس اول تجربى» لاغرى، لرزش بدن، پژمردگى،ضعف مفاصل، تشنج، زردى و تيرگى چهره، از نشانه‏ها و عوارض ضعف جسمانى است. متأسفانه ضعف جسمانى به همين جا ختم نمى‏شود ، بلکه کل بدن را ساقط مى‏کد. شخصى که مبتلا به اين عمل شوم شود، رفته رفته ضعف شديد در خود احساس کرده، کمر درد او را آزار مي دهد تا اين که به فلج عمومى بدن مبتلا مي شود
    2
    . ضعف بينايى خود ارضاى به تدريج در نور چشم و قدرت بينايى اثر مى‏گذارد و آن را کاهش مى‏دهد. درجات و شدت ضعف چشم بستگى به درجات و شدت خودارضايى دارد و اين به حدى است که گاه به نابينايى منجر مى‏شود. با اين که اهل ورزش هستم چشمانم خسته مى‏شود و جلو چشمم تيره و تار مى‏شود به حدى که سرگيجه مى‏گيرم آيا اين از عوارض خودارضايى است؟ «نامه‏اى از يک پسر 18 ساله» جوانى که هشت سال مبتلا به خودارضايى بود وقتى مى‏خواست کتابى را بخواند چشم هايش سياهى مى‏رفت، حدقه‏هاى چشم او بيش از حد معمول گشاد و باز شده بود و در قعر چشم‏هاى خود درد شديد احساس مى‏کرد. (به نقل از مشکلات جنسى نسل جوان). روزى در يکى از خيابان‏هاى يزد چشمم به جوانى حدوداً بيست و پنج ساله افتاد که در اثر نابينايى به همراه برادرش حرکت مى‏کرد، چون با برادرش آشنا بودم جلو رفتم و سؤال کردم: چرا چنين شده است؟ گفت: او مبتلا به انحراف جنسى (خودارضايى) بوده است و دست از اين کار برنداشته است تا به اين روز افتاد. (همان).

    3. آسيب‏پذيرى در برابر بيمارى ها تحليل رفتن قدرت بدن و قواى جسمانى، بستر پذيرش ساير بيمارى‏ها را فراهم مى‏آورد. جسمى که با خود ارضايى ضعيف شده است نمى‏تواند در مقابل ميکروبها و ويروسها از خود دفاع کند. جوانى مبتلا به اين عمل شوم بود، در همين حين به يکى از بيمارى‏هاى همراه با تب دچار شد و در همان حال خودارضايى مى‏کرد، در روز ششم بيمارى کاملاً ضعيف شده بود و در نتيجه مرگ او را فراگرفت.

    4. آسيب دستگاه تناسلى و ناتوانى‏هاى جنسى و توليد مثل‏ خودارضايى اثرات مهمى در دستگاه تناسلى از خود برجاى مى‏گذارد. دکتر «هوچنين سون» معتقد است که عموم ناراحتى‏هاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار خودارضايى است. بعضى ازاين اثرات عبارت اند از: تورم غدد وذى‏ تورم کانال نطفه‏ تورم قسمت پايينى و عقب کانال ادرار شل شدن عضلات تناسلى‏ خروج بى اختيار منى با کوچکترين حادثه‏ ايجاد قاعدگى نامنظم و خروج ترشحات چرکى و احساس درد هنگام قاعدگى در دختران‏ از بين رفتن پرده بکارت‏ ارضاى ناکامل جنسى و از دست دادن لذت مقاربت بعد از ازدواج‏ ناتوانى و تأخير توليد مثل به خاطر ضعف مکرر دستگاه تناسلى و انزال زودهنگام‏ بيماريهاى مقاربتى‏ عقيم شدن

    ‏ 5. آسيب مراکز عصبى و غدد در مغز در اثر خودارضايى و تحريک زياد، هيپوتالاموس آسيب مى‏بيند. مغز و مراکز حساس ديگر مکرراً دچار کاهش نسبى جريان خود مى‏شوندن و از اين طريق آسيب‏هاى جبران‏ناپذير و بر آنها وارد مى‏شود. تخليه‏هاى مکرر عصبى، موجب ضعف اعصاب مى‏شود. خودارضايى‏هاى مکرر، مرکز عصبى را دچار حساسيت و ضعف و خستگى و اختلال مى‏سازد. به گفته يکى از دانشمندان، خود ارضايى موجب ضعف قواى شهوانى و بى رمق و بى جان شدن آنها مى‏شود. به طور کلى اختلال قواى بينايى، شنوايى (مثل صداى زنگ در گوش و وز وز کردن) و... از ضعف و اختلال اعصاب است. ... قسمت‏هاى عمده بدن من يعنى قلب و اعصابم به هم ريخته است. «نامه‏اى از يک جوان» و تو اى جوان عزيز به خود آى و اين آسيب‏ها را جلوى چشم خويش تابلو کن و با تأملدر اين منظره نامطلوب و غيرقابل قبول، خود را از دام اين بلا نجات بده. کم خونى؛ کم اشتهايى و مشکلات گوارشى؛ کم خوابى و اختلال در خواب؛ تنگى نفس؛ سر درد و سرگيجه؛ پيدايش تغييرات در نخاع و ستون فقرات. همگى از آسيب‏هاى جسمى خودارضايى هستند.

    ب. آسيب‏هاى روحى - روانى‏

    1. ضعف حافظه، حواس پرتى و ناتوانى در تمرکز فکرى‏ همان گونه که گذشت، يکى از پى آمدهاى خودارضايى، ضعف و تحليل قواى جسمانى است و اين به نوبه خود ناشى از اختلال در عملکرد سيستم مغز و اعصاب است. اختلال در اين سيستم موجب مى‏شود که بخش حافظه کارايى لازم را نداشته باشد. علاوه بر اين، شخصِ مبتلا به خودارضايى به خاطر تمرکز در اين عمل و توجه نسبتاً مداوم به موضوعات جنسى، حواس پرت و ناتوان در تمرکز فکرى است که اين خود عامل ديگرى براى کاهش مستمر حافظه است. از عوامل حفظ و تقويت حافظه آن است که فرد به کارهاى علمى و فکرى مشغول باشد در حالى که شخص خودارضا از کارهاى علمى و فکرى باز مى‏ماند و اين خود عامل ديگرى براى ضعف حافظه چنين اشخاصى است. ... استعداد کافى داشتم و تحصيل مى‏کردم اما اکنون استعدادم کم شده و مطالب را درست درک نمى‏کنم و با فشار و سختى به تحصيل ادامه مى‏دهم. «نامه‏اى از يک دانش‏آموز»

    2. اضطراب دلهره و دلواپسى از ويژگى‏هايى است که دائماً فرد خودارضا را رها نمى‏کند، او مرتب با خود درگير است و نمى‏تواند با خود کنار آيد. افکار آشفته، وسواس فکرى، بى ثباتى، درهم ريختگى فکرى دامن گير اوست: «نکند کسى بفهمد»، «کى و چگونه اين کار را تکرار کنم»، «کى مى‏شود نجات پيدا کنم» و.. لحظه‏اى آرام و قرار ندارد، سرزنش و تحقير خود به علت ارتکاب گناه، شخصيت او را در هم مى‏کوبد. گاهى تأخير در ترک و اين که بعد از ترک چه مى‏شود، امان او را مى‏گيرد. ... آيا با ترکِ خودارضايى باز هم علائم آن باقى مى‏ماند. «امضا: همدم مرگ» ... آيا پس از ترک مى‏توانم ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم؟ آيا بخشوده خواهم شد؟ «نامه‏اى از يک جوان» آن چه امروز از اين عمل برايم باقى مانده است، روحى متزلزل و بغض و نفرتى متراکم است. «نوجوان 17 ساله تهرانى»

    3. افسردگى‏ بى احساسى و بى تفاوتى، بى نشاطى و بى ذوقى، سستى و گوشه‏گيرى، غم و اندوه، عدم علاقه به امور هنرى، ورزشى، مسائل معنوى و... همگى از نشانه‏هاى بارز و حتمى افسردگى است

    . 4
    . پرخاش‏گرى و بداخلاقى‏ شخصِ خودارضا نسبت به کوچک‏ترين محرک محيطى حساس است، حوصله گفت و گو با ديگران را ندارد، زود رنج است و سريعاً از کوره در مى‏رود، به نور زياد، صدا، رفت و آمد و... حساسيت فوق‏العاده دارد.

    5. يأس از زندگى‏ ... در سنين 16 يا 17 سالگى دو مرتبه دست به خودکشى زدم ولى موفق نشدم، اکنون در ميان توفان مرگبارى به اين سو و آن سو مى‏روم، شايد هم يک سويش نابودى باشد. «نامه‏اى از يک جوان» ... تصميم گرفته‏ام اگر راهى برايم نباشد خودکشى کنم.... «دختر 18 ساله تهرانى»

    6. از بين رفتن خلاقيت‏ها، توانايى‏ها و سرکوب شدن استعدادها.
    7
    . عدم ميل به تحصيل، مطالعه، تحقيقات علمى و فعاليت‏هاى فکرى.

    8. هوس باز و بى‏بند و بار شدن و اعتياد به ارضاى جنسى نامشروع.

    9. بى عاطفه، کم رو و خجل.

    10
    . عدم اعتماد به نفس و احساس حقارت، ضعف اراده.

    11. از بين رفتن صفاى دل و بى علاقه‏گى نسبت به امور معنوى، مجالس دعا، جماعات و... .

    12. احساس گناه، عذاب وجدان. ج) آسيب‏هاى اجتماعى‏ خودارضايى يک حس گريز از اجتماع پديد مى‏آورد که در اثر افراط و تکرار در او ريشه‏دارتر خواهد شد. فرد در گوشه‏اى خود را منزوى و به افکار دور و دارز مى‏پردازد. توجه به لذات شخصى، سبب سستى روابط اجتماعى مى‏گردد و حيات جمعى را دچار مخاطره مى‏سازد. فردِ خودارضا به غير از ميل به انزواجويى در عرصه اجتماعى نيز با مردم جوششى ندارد و از زندگى جمع احساس لذت نمى‏کند. اينجاست که نه تنها شخصيت اجتماعى و انسانى چنين افرادى تدريجاً متزلزل شده بلکه جامعه نيز از وجود نيرو جوان و پرانرژى محروم گرديده است و در دراز مدت موجب اختلال در نظام اجتماعى مى‏شود.

    اين دسته از آسيب‏ها عبارت اند از:
    1. بى آبرويى؛
    2. مشکلات خانوادگى؛
    3 .انزواى اجتماعى، طرد شدن از جامعه و مشکل دوست يابى؛
    4. مشکلاتى در ازدواج از قبيل: عدم پذيرش در خواستگارى‏ اکنون خواستگاران فراوانى دارم که هر يک از ديگرى بهتر هستند. به دليل همين مسأله (خودارضايى و از دست دادن بکارت) است که مجبورم به خواستگارانم جواب رد بدهم بدون اينکه پدر و مادرم علت نپذيرفتن من را بدانند. «دخترى 18 ساله از تهران» بر اثر خودارضايى دامنم لکه دار شده و حالا خواستگاران فراوانى دارم که هرکدام از ديگرى بهتر است. به من بگوييد چه کار کنم. «نامه‏اى از يک دختر جوان» بى ميلى به ازدواج و تأخير در آن‏ بى ميلى به همسر ناتوانى در مقاربت صحيح و ارضاى جنسى خود و همسر ناسازگارى خانوادگى‏ سرد بودن کانون خانواده‏ ناتوانى در برابر مشکلات و سختى‏ها پس از ازدواج‏ طلاق و متزلزل شدن کانون خانواده‏
    5. افت تحصيلى‏ اين کار روى تحصيلات من به شدت اثر گذاشت، من که تا سال سوم راهمايى جزء شاگردان خوب کلاس بودم، در سال سوم راهنمايى، ثلث اول يک تجديدى آوردم. «دختر 15 ساله» 6. بزهکارى‏
    7. عدم علاقه نسبت به فداکارى، خدمتگزارى به همنوعان و...
    8. لذت نبردن از دوستى‏ها و مهر و محبت‏ها در روابط با پدر و مادر، بستگان و دوستان و بالاخره بريدن از آنان.
    9. از بين رفتن عزت، پاکدامنى، شرف و حيا.
    10. انحطاط و انحراف فکرى و عملى خود و به انحراف کشيدن ديگران.
    11. ايجاد خطرات اجتماعى براى خانواده خود و نواميس ديگران.
    12. سوء استفاده جنسى و تجاوز به کودکان.
    13. ترويج و اشاعه فحشا و منکرات.
    14. شيوع بيمارى‏هاى مقاربتى در جامعه.
    15. حسادت و بدبينى. د) آسيب‏هاى معنوى و اخروى‏ همه آسيب‏هاى سه گانه که سخن از آنها به ميان رفت قابل اصلاح و جبران است اما آسيب معنوى به اين راحتى قابل جبران نيست چون اولاً: آسيب به قلب و دل است که هيچ بعد از وجود آدمى به ارزش، کارايى، حساسيت و لطافت قلب و دل او نيست. به تعبير قرآن و روايات اسلامى، گناه به انسان سرازير مى‏شود و آن را فاسد و از کار مى‏اندازد. ثانياً: اين آسيب فقط دنيوى نيست. قرآن کريم مى‏فرمايد: چنين نيست که بعضى خيال مى‏کنند، بلکه اعمال خلافشان چون زنگارى بر دل‏هايشان نشسته، لذا از درک حقيقت وامانده‏اند: «کلا بل ران على قلوبهم ما کانوا يکسبون»؛ (مطففين، آيه 14) کلمه «ران» در آيه مذکور به معناى زنگار است. زنگ يا زنگار در امور مادى همان چيزى است که روى فلزات و اشياى قيمتى مى‏نشيند، همان لايه قرمز رنگى که بر اثر رطوبت هوا روى آهم و مانند آن ظاهر مى‏شود و معمولاً نشانه پوسيدن و از بين رفتن شفافيت و درخشندگى آن و در نهايت ضايع شدن و از بين رفتن آن است. (تفسير نمونه، ذيل آيه 14 مطففين.)

    آرى، بدترين اثر گناه، تاريک ساختن قلب و از ميان بردن نور علم و حس تشخيص است. «گناهان از اعضا و جوارح سرازير قلب مى‏شوند» (همان) مرحوم علامه طباطبايى رحمه الله در تفسير الميزان (ذيل آين مطففين: 14)مى‏فرمايد: از آيه شريفه سه نکته استفاده مى‏شود:

    1. اعمال زشت، نقش و صورتى به نفس و روح انسان مى‏دهند؛

    2. اين نقش و صورت خاص، مانع آن است که نفس آدمى حق و حقيقت را درک کند؛

    3. نفس آدمى به حسب طبع اوليه‏اش صفا و جلايى دارد که با داشتن آن، حق را آن طور که هست درک ميکند. قلب از ديدگاه قرآن جايگاه مهمى دارد قرآن کريم اولاً: قلب را مهم‏ترين مرکز شناخت در انسان معرفى مى‏کند. ثانياً: بيمارى قلب را مهم‏ترين بيمارى به حساب مى‏آورد و از اين بيمارى به تعابير مختلف و عجيب ياد مى‏کند: قلب بيمار، قساوت قلب، انحراف قلب، زنگار قلب، کور شدن قلب، مهر شدن قلب، قفل شدن قلب و بالاخره از همه مهمتر مردن قلب. که جمعاً بيش از هفتاد و دو مورد آمده است. در اهميت گناه از ديدگاه اسلام همين بس که اسلام اولاً: کيفر و اثر آن را منحصر به دنيا نکرده است.(مائده، آيه 33)ثانياً: از انديشه و فکر گناه هم منع کرده است تا گناه را از سرچشمه خشک کند. على (ع) مى‏فرمايد: کسى که در انجام گناه زياد فکر کند، بالاخره به گناه کشيده مى‏شود (غررالحکم). ثالثاً: از گناه به عنوان درد و بيمارى ياد کرده است. (على (ع) براى دل‏ها بيمارى‏اى، دردناک‏تر از گناه نيست (بحار الانوار، ج 73، ص 342). رابعاً: از رفاقت و دوستى با گنهکار و شرکت در مجالس گناه به شدت نهى کرده است. على (ع): بر فرد مسلمان شايسته نيست که با گنهکار طرح رفاقت و دوستى بريزد. (وسائل الشيعه، ج‏2، ص 269). خامساً: ترک گناه را بهترين عبادت برشمرده است. (على (ع): برترى عبادت، دورى گزيدن از گناه است.) اين‏ها بخش بسيار اندک از هشدارهايى است که اسلام براى دفع اثر زيانبار گناه به انسان‏ها داده است. براى اين که به تأثير گناه بر دل و قلب بيشتر پى ببريم، به عنوان نمونه به ذکر چند روايت اکتفا مى‏کنيم: رسول اکرم (ص) مى‏فرمايد: وقتى انسان مؤمن گناهى را مرتکب مى‏شود، لکه سياهى در قلبش پيدا مى‏شود که اگر دل از آن بکند و توبهکرده و از خداوند آمرزش طلبد دوباره قلبش شفاف مى‏شود و اگر گناه را ادامه دهد، سياهى تمام قلبش را فرا مى‏گيرد. (تفسير الميزان، ذيل آيه 14 مطففين) رسول گرامى اسلام(ص): وقتى حرام‏ها ناديده گرفته شود و کسى مرتکب آن‏ها شود، خداوند طورى بر دلش مهر مى‏زند که بعد از آن ديگر قدرت درک و فهم را نداشته باشد. (محمد هويدى، التفسير المعين.) ديگرى بر قلب وارد شود به جايى مى‏رسد که تمام قلب را فرا گرفته و آن را وارونه مى‏کند. (تفسير الميزان، ذيل آيه 14 مطففين) ظرف، وقتى وارونه شود هيچ چيز در آن قرار نمى‏گيرد، قلب هم در اثر گناه طورى وارونه مى‏شود که ديگر علم و حقيقت در آن جاى نمى‏گيرد. خودارضايى هم که اسلام به شدت از آن نهى کرده است شايد از همين بابد باشد که اثر در قلب و دل آدمى مى‏گذارد و آثار روحى و روانى خودارضايى که در بخش (ب) بيان گرديد، عمدتاً از همين بيمارى دل ناشى مى‏شود. در اين جا چند روايت در مورد اثر معنوى گناه خودارضايى بيان مى‏کنيم به اميد آن که تو اى جوان عزيز و برومند، اى که چشم اميد پدر ومادر و جامعه به توست، اى آينده ساز خود و جامعه اسلامى و بالاخره تو اى مبتلا به اين گنه خانمان‏سوز و هلاکت بار به خود آيى و تا دير نشده خود را از اين مهلکه و باتلاق نجات دهى، بدان که مى‏توانى، حتماً مى‏توانى! 1. امام صادق(ع): روز قيامت خداوند با شخص خودارضا گفت و گو نمى‏کند و از چشم خدا مى‏افتد. (ميزان الحکمة، ح 18749) 2. رسول خدا(ص): لعنت خدا و ملائکه خداوند و تمام بشر بر شخص خودارضا. (همان، ح 18748) 3. رسول خدا(ص): کسى که خودارضايى مى‏کند، ملعون است. (همان، ح 18751) 4. امام صادق(ع): خودارضايى گناه بزرگى است که خداوند در قرآن از آن نهى فرموده است. (همان، ح 18750) 5. امام صادق(ع): براى کسى که خودارضايى کند در قيامت عذاب دردناکى در نظر گرفته شده است. (همان، ح 18749) در پايان توجه شما را به تحقيقى که حاصل بررسى 400 نامه رسيده از نوجوانان کشور به برنامه آينده سازان صداى جمهورى اسلامى در دى ماه 1367 است جلب مى‏کنيم.
    ویرایش توسط Emily_B : 02-22-2012 در ساعت 09:20 PM
    amoo javad likes this.

  18. کاربر روبرو از پست مفید Emily_B سپاس کرده است .



 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

     

کاربران خواننده این موضوع : 7

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •