به انجمن خوش آمدید

 

طراحی و پشتیبانی سایت های انجمن ساز ویبولتین در ایران به همراه اموزش هایی اولیه برای این برنامه vBulletin  طراحی و پشتیبانی سایت های انجمن ساز ویبولتین در ایران به همراه اموزش هایی اولیه برای این برنامه vBulletin
 

 

   

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
Like Tree2Likes
  • 1 Post By zahra.a
  • 1 Post By hhm

موضوع: ادیسون

  1. #1

    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    محل سکونت
    تهران
    سن
    17
    نوشته ها
    113
    سپاس ها
    407
    سپاس شده 371 در 157 پست

    New5 ادیسون

    نهفتن
    ویکی‌پدیا به سوی شمایلی جدید می‌رود.
    به ما در اشکال‌زدایی و ترجمه واسط کاربری کمک کنید
    توماس ادیسون

    توماس آلواادیسون
    تولد
    ۱۱فوریه ۱۸۴۷
    میلان،اوهایو

    مرگ
    ۱۸اکتبر ۱۹۳۱
    وستاورنج ،نیوجرسی

    زمینه فعالیت
    مخترع ،مبدع و موسس شرکت
    مذهب
    خداانگاری
    همسر
    ماری استیل‌ول
    مینا ادیسون
    فرزندان
    ماریون استل
    توماس آلوا
    ویلیام لزلی
    مادلین
    چارلز
    و تئودور میلرادیسون
    والدین
    ساموئل اوژن ادیسون (۱۸۰۴-۱۸۹۶)
    نانسی ماتئوسالیوت(۱۸۱۰-۱۸۷۱)


    توماس الوا ادیسون (۱۱ فوریه ۱۸۴۷ - ۱۸ اکتبر ۱۹۳۱) مخترع و بازرگانی آمریکایی بود. او وسایل متعددی را طراحی یا کامل کرد که مهم‌ترین و معروفترین آنها لامپ الکتریکی است.

    ادیسون در طول حیات علمی خویش توانست ۲۵۰۰ امتیاز اختراع را در ایالات متحدهٔ آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان به نام خود ثبت کند که رقمی حیرت‌انگیز و باورنکردنی به نظر می‌رسد. واقعیت این است که بیشتر اختراعات وی تکمیل شدهٔ کارهای دانشمندان پیشین بودند و ادیسون کارمندان و متخصصان پرشماری در کنار خود داشت که در پیشبرد تحقیقات و به سرانجام رسانیدن نوآوری‌هایش یاریش می‌کردند. دهنی ذغالی تلفن،ماشین تکثیر، میکروفن، گرامافون، دیکتافون، کینتوسکوپ (نوعی دستگاه نمایش فیلم)، دینام موتور و لاستیک مصنوعی از جمله مواد و وسایلی هستند که بدست ادیسون و همکارانش ابداع یا اصلاح شدند.
    ادیسون از اولین مخترعانی بود که توانست با موفقیت بسیاری از اختراعات خود را به تولید انبوه برساند.
    فهرست مندرجات

    دوران طفولیت و نوجوانی
    توماس ادیسون در شهر میلان ایالت اوهایو متولد شد و سال‌های کودکی را در پورت‌هِرون میشیگان بسر برد.«آل» بیش از یک سال نتوانست به مدرسه برود و دوران نوجوانی را با کارهایی چون فروختن ساندویچ و آب‌نبات در کنار ریل قطار و یا سبزی فروشی گذراند. او که برای فروش اجناس خود مرتباً با ترن میان پورت‌هرون و دیترویت در رفت و آمد بود، توانست از شرکت راه‌آهن نمایندگی توزیع یک روزنامهٔ دیترویتی را بدست آورد. با پس‌انداز پول حاصل از فروش روزنامه، آل توانست یک ماشین چاپ دست دوم خریداری کند. او دستگاهش را در یک واگن بارکشی نصب کرد و در سن پانزده سالگی اولین شمارهٔ روزنامهٔ خود را با نام «ویکلی هرالد» منتشر ساخت. این نشریه که تمام کارهایش را ادیسون خود انجام می‌داد، نخستین و تنها روزنامه‌ای بود که در یک قطار در حال حرکت حروفچینی و چاپ می‌شد.
    در سال ۱۸۶۲ م. وی اتفاقاً با تلگراف که در آن زمان وسیلهٔ نوظهوری بود آشنا شد و با وجود کم‌شنوایی چندی بعد توانست در ادارهٔ راه‌آهن به‌عنوان تلگرافچی شغلی برای خود بیابد و با تمرین زیاد یکی از چابک دست‌ترین مأموران تلگراف در آمریکا شود.
    ادیسون هنگامی که فقط بیست و یک سال داشت، اولین اختراع خود را که یک دستگاه الکتریکی شمارش آراء بود عرضه کرد. آن دستگاه فروش نرفت و او تصمیم گرفت که دیگر تا احتیاج و تقاضای عامه ایجاب نکند به فکر اختراع دیگری نیافتد .
    سال‌های میانه
    نخستین پله‌های ترقی
    در سال ۱۸۶۹ م. ادیسون که ادارهٔ راه‌آهن را ترک کرده بود، به‌عنوان سرپرست فنی به استخدام یک مؤسسهٔ صرافی بزرگ در نیویورک در آمد. در این مقام او توانست نخستین اختراع موفقش را که نوعی تلگراف چاپی بود، به نام خود ثبت کند. تلگراف ادیسون برخلاف انواع رایج که علائم مورس را به صورت صداهای کوتاه و کشیده به گوش اپراتور می‌رسانیدند، آنها را به شکل خط و نقطه بر روی نوار کاغذی چاپ می‌کرد. او حق امتیاز اختراعش را در مقابل چهل هزار دلار به مدیر صرافخانه واگذار کرد و با پول آن در شهر نیوآرک ایالت نیوجرسی یک کارگاه تحقیقاتی برای خود برپا نمود. در محل جدید او علاوه بر تکمیل لوازم جانبی تلگراف، یک سامانهٔ پیشرفتهٔ نمایشگر اطلاعات بورس را طراحی کرد که سود هنگفتی از آن حاصل آمد.
    منلو پارک
    ادیسون مدتها این فکر را در سرداشت که کارگاهش را به محل بازتر و بزرگ‌تری منتقل کند. با فراهم شدن سرمایهٔ کافی، سرانجام در سال ۱۸۷۶ م. در منطقهٔ «منلوپارک» نیوجرسی یک لابراتوار پژوهشی مجهز بنیاد نهاد و گروهی از افراد لایق و مستعد را به همکاری فراخواند.
    تأسیس این آزمایشگاه نقطهٔ عطفی در رشته فعالیت‌های ادیسون و از بزرگ‌ترین ابتکارهای او به شمار می‌رود. آزمایشگاه منلو پارک نخستین مؤسسه‌ای بود که منحصراً با هدف تولید و تکمیل ابداعات علمی برپا شد و آن را باید نمونهٔ اولیهٔ آزمایشگاه‌های تحقیقاتی بزرگی دانست که از آن پس تمام صنایع مهم در کنار کارگاه‌های خود ایجاد کردند. در سایهٔ نظارت و سازماندهی توماس ادیسون و کار گروهی کارمندان وی صدها اختراع کوچک و بزرگ در این مؤسسه به ثمر رسیدند که البته همگی به نام ادیسون تمام شدند.
    گرامافون


    ادیسون در کنار گرامافون اولیه
    از قدیم الایام، داشتن وسیله‌ای که بتوان با آن صدا را ضبط کرد از آرزوهای بشر بوده است. قبل از آنکه توجه ادیسون به این مقوله جلب شود، لئون اسکوت مارتین‌ویل فرانسوی (۱۸۵۷ م.) و دیگران تحقیقاتی کرده و گام‌هایی در این راه برداشته بودند؛ اما دستگاه‌های آنها عملا ً قابل استفاده نبود زیرا تنها با یک دور گوش دادن، صدای ضبط شده از بین می‌رفت.

    در سال ۱۸۷۷ م. ادیسون موفق به ساخت وسیله‌ای شد که واقعاً کار می‌کرد؛ یعنی می‌توانست صدا را ضبط و دو تا سه بار پخش کند. «ضبط صوت» ادیسون که فونوگراف (آوانگار) نام گرفته بود، ساختمانی ساده داشت: استوانه‌ای فلزی بود با یک دستهٔ گرداننده که در یک انتهای آن سوزنی همراه با یک بوق تعبیه شده بود. وقتی کسی استوانه را می‌چرخاند و درون بوق صحبت می‌کرد، بر اثر ارتعاش سوزن، روی ورقهٔ نازک حلبی ِدور استوانه خراش‌هایی می‌افتاد. برای شنیدن صدای ضبط شده نیز کافی بود سوزن را به ابتدای مسیر برگردانده و دوباره استوانه را به‌چرخش در آورند. کیفیت صدا البته بسیار پایین بود و صفحه حلبی هم پس از چند بار استفاده خراب می‌شد. با اینحال همین وسیله ابتدایی در نظر مردم بسیار شگفت‌انگیز می‌نمود و بشدت مورد استقبال قرار گرفت. روزنامه‌ها ادیسون را «جادوگر منلوپارک» لقب دادند. حتی دولت رسماً وی را به واشینگتن دعوت کرد تا اختراعش را در برابر مقامات به نمایش بگذارد. ده سال بعد (۱۸۸۷ م.) ادیسون (یا به روایتی الکساندر گراهام بل)، استوانهٔ مومی را جایگزین ورق حلبی کرد و بالاخره امیل برلینر مخترع آمریکایی آلمانی‌تبار با تبدیل استوانهٔ مومی به صفحهٔ پلاستیکی، گرامافون را به شکل امروزی درآورد.

    [ویرایش] لامپ الکتریکی

    سابقهٔ سیستم روشنایی الکتریکی به اواسط قرن نوزدهم می‌رسد. در سال ۱۸۵۴ م. هاینریش گوبل نخستین لامپ برق را اختراع کرد که حدود چهارصد ساعت نور می‌داد اما آن را به نام خود به ثبت نرساند. پس از وی جیمز وودوارد، ویلیام سایر، متیو ایوانز (۱۸۷۵ م.) و جوزف سووان (۱۸۷۸ م.) مدل‌های دیگر چراغ‌های ا لکتریکی را ارائه کردند.
    کمی پیش از آنکه ادیسون نیز وارد این عرصهٔ جدید شود، والیس صنعتگر آمریکایی نوعی چراغ برق را روانهٔ بازارکرده بود که نمونه‌ای از آن به دست ادیسون رسید (۱۸۷۸ م.). دستگاه والیس تشکیل می‌شد از چارچوبی با یک حباب و دو میلهٔ فلزی متحرک که به هر کدام تکه ذغالی متصل بود .عبور جریان برق از میله‌ها باعث می‌شد که دو قطعه ذغال بسوزند و میانشان قوس الکتریکی بسیار درخشانی به رنگ آبی پدیدار شود. این چراغ الکتریکی ابتدایی بازده پایینی داشت زیرا مصرف برق آن زیاد و عمر ذغال‌هایش کم بود. با این وجود، ادیسون که به اهمیت اختراع والیس پی‌برده بود، تصمیم گرفت آن را اصلاح کند و به جای ذغال مادهٔ مناسب تری بیابد که با برق کمتر مدت درازی روشنایی بدهد و به مرور زمان نسوزد و از بین نرود.
    پس از یک سال تلاش بی‌وقفه و آزمایش صدها مادهٔ گوناگون، سرانجام ادیسون و همکارانش توانستند با خالی کردن هوای داخل حباب و استفاده از نخ معمولی کربونیزه (ذغالی‌شده) لامپی بسازند که تا چهل ساعت نور بدهد. این موفقیت اولیه موجب شد تا آنها با پشتکار بیشتری به تحقیقات خود ادامه دهند و زمانیکه موفق شدند عمر متوسط چراغ برق را به پانصد ساعت برسانند، ادیسون تشخیص داد که زمان مناسب برای نمایش آن فرا رسیده است.
    او از روزنامه‌نگاران و صاحبان سرمایه دعوت کرد تا در شب ۳۱ دسامبر ۱۸۷۹ م. برای دیدن اختراع جدیدش به منلوپارک بیایند. به دستور او آزمایشگاه و اطراف آن را با صدها لامپ برق آراستند بطوریکه محوطهٔ منلوپارک و جادهٔ منتهی به آن غرق در نور شده بود. ادیسون میهمانان خود را با چیزی روبرو کرده بود که برایشان سابقه نداشت. منظرهٔ لامپ‌های نورانی بازدیدکنندگان را به شدت تحت تأثیر قرار داد؛ بطوریکه وقتی ادیسون نقشهٔ خود را برای تأسیس یک کارخانهٔ بزرگ الکتریسیته در نیویورک مطرح کرد پیشنهادش با استقبال گرم سرمایه‌داران حاضر روبرو شد.
    عصر الکتریسیته
    در ۲۷ ژانویه ۱۸۸۰ م. ادیسون تقاضانامهٔ دریافت امتیاز اختراع «لامپ روشنایی الکتریکی» را به ادارهٔ اختراعات آمریکا تسلیم کرد اما با درخواستش موافقت نشد. کارشناسان سازمان معتقد بودند که طراحی و ساخت لامپ ادیسون بر مبنای مطالعات ویلیام سایر انجام شده است؛ بنابراین تنها امتیاز اختراع رشتهٔ ذغالی شده پرمقاومت (مادهٔ تولیدکنندهٔ نور لامپ‌) به ادیسون تعلق گرفت.
    در ۱۳ فوریه ۱۸۸۰ م. وی به کشف یک پدیدهٔ مهم فیزیکی نائل آمد که اکنون به اثر ادیسون معروف است.
    دو سال پس از نمایش عمومی لامپ الکتریکی، (۱۸۸۲ م.) ساختمان کارخانهٔ مرکزی تولید برق موسوم به «ایستگاه پرل استر یت» به پایان رسید و در چهارم سپتامبر همان سال نخستین سیستم توزیع نیروی الکتریسیته در جهان با قدرت ۱۱۰ ولت و ۵۹ مشتری در پایین محلهٔ منهتن به دست ادیسون افتتاح گردید.
    چندی بعد ادیسون کوشید تا حق امتیاز لامپ برق را در بریتانیا از آن خود کند و بر رقیبش جوزف سووان – که مستقل از ادیسون موفق به اختراع لامپ حرارتی ِرشته کربنی شده بود- پیروز شود اما پس از یک دعوای حقوقی بی‌حاصل، دو طرف با یکدیگر به توافق رسیدند و برای بهره‌مند شدن از منافع اختراعشان در بریتانیا شرکت «ادیسووان» را تأسیس کردند. این شرکت در سال ۱۸۹۲ م. جزئی از کمپانی بزرگ جنرال الکتریک (متعلق به ادیسون) گردید.
    شیوهٔ ادیسون
    همانطور که گفته شد، بیشتر اختراعات ادیسون حاصل تکمیل ایده‌های دیگران و کار دسته‌جمعی گروه بزرگی از تکنسین‌ها و کارمندانی بود که تحت نظارت او به تحقیق و آزمایش می‌پرداختند. لویس لاتیمر دستیار آفریقایی-آمریکایی ادیسون که در پروژهٔ چراغ الکتریکی نقش مهمی داشت، از جملهٔ این افراد است.اگر امروز کمتر نامی از کسانی مانند او به میان می‌آید، به این دلیل است که ادیسون غالبا همکاران خود را در افتخار و اعتبار اختراعاتش سهیم نمی‌کرد. با این همه شکی نیست که بدون قدرت سازماندهی و خصوصاً همت بلند ادیسون دست یافتن به این همه موفقیت ممکن نبود. نیکلا تسلا فیزیکدان بزرگ و یکی از همکاران ادیسون دربارهٔ روش او برای حل مسائل می‌نویسد: «اگر ادیسون می‌خواست سوزنی را در انبار کاهی پیدا کند، با پشتکارفراوان دانه به دانه رشته‌های کاه را کنار می‌زد تا بالاخره سوزن نمایان شود. بارها با تأسف شاهد بودم که چگونه بخش اعظم وقت و انرژی او صرف یافتن یک فرمول جزئی یا انجام دادن محاسبه‌ای کوچک می‌شد.» ادیسون خود نیز در این‌باره گفته است: «نوآوری عبارت است از یک درصد الهام روح و نود و نه درصد عرق ریختن و تلاش کردن.»
    تسلا دانشمندی شایسته و بهترین کارمند ادیسون بود. او ابتدا از طرف ادیسون مأمور شده بود تا راه‌های توسعهٔ سیستم‌های جریان مستقیم (dc) را بررسی کند اما چون پس از پایان کار ادیسون تعهدات مالی خود را زیر پا گذاشت تسلا تصمیم به ترک شرکت او گرفت. با پذیرش استعفای تسلا، ادیسون مرتکب اشتباه بزرگی شد چرا که چندی بعد تسلا با کشف جریان متناوب (ac) در برابر امپراتوری ادیسون و سیستم dc او قد علم کرد. او با حمایت جرج وستینگهاوس کارخانه‌دار معروف سامانه‌های چندفازی توزیع برق را برپایهٔ جریان ac تکامل بخشید که بسیار کارآمدتر از سیستم ادیسون بود. با وجود تبلیغات منفی جنرال الکتریک، جریان ac روز به روز رواج بیشتری یافت و سرانجام سلطه ادیسون را بر بازار صنایع الکتریکی درهم شکست.
    سینما
    در سال ۱۸۸۹م. یکی از کارمندان شرکت ادیسون به اسم ویلیام کندی لوری دیکسون نوعی دستگاه نمایش فیلم اختراع کرد که پنج سال بعد(۱۸۹۴م.) با نام تجاری کینه‌توسکوپ (متحرک نما) در نیویورک به معرض نمایش گذاشته شد. کینه‌توسکوپ دستگاهی بود که هرکس از سوراخ آن به درون می‌نگریست و دسته‌ای را می‌چرخاند، تصاویر متحرکی را مشاهده می‌کرد. این وسیله ابتدا به‌عنوان مکمل گرامافون و برای رونق بخشیدن به بازار آن طراحی شده بود وهدف آن بود که با افزودن امکان تماشای عکس متحرک، بر جذابیت گرامافون نزد خریداران افزوده شود.
    با وجود اهمیت این اختراع، ادیسون یا دیکسون را نمی‌توان پایه‌گذار سینما دانست؛ کینه‌توسکوپ آنها بیشتر به ماشین «شهر فرنگ» شبیه بود و دریک زمان بیش از یک نفر نمی‌توانست از آن استفاده کند. چنین دستگاهی در عصر جدید که تودهٔ مردم به هیجان و سرگرمی‌های دسته‌جمعی نیاز داشتند چندان به کار نمی‌آمد. ایدهٔ بزرگ کردن تصاویر و بکارگیری پردهٔ نمایش هرگز به ذهن ادیسون نرسید چون همانطور که گفتیم از اختراع کینه‌توسکوپ مقصود دیگری داشت ولی حدود یک سال بعد لویی لومیر صنعتگر ثروتمند فرانسوی با ساختن دوربین فیلم‌برداری و پروژکتور و افتتاح اولین سالن سینما در گراند کافه پاریس (۲۸ دسامبر ۱۸۹۵م.) نخستین گام‌ها را برای علاقمند کردن مردم به این پدیدهٔ نو برداشت. پس از گذشت چند سال، سالن‌های نمایش فیلم در اروپا و آمریکا آنقدر فراوان شده بود که ادیسون نیز چاره‌ای جز پیوستن به این جریان و کنار گذاشتن سینمای تک نفره‌اش ندید.
    ادیسون در تبدیل سینما به رسانه‌ای همگانی و صنعتی سودآور نقش مؤثری ایفا کرده است. فیلم استاندارد ۳۵ میلیمتری با چهار روزنه در لبهٔ هر فریم که هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرد از یادگارهای ادیسون است. وی همچنین مؤسس اولین استودیوی فیلمسازی دنیا (بلک ماریا در ایالت نیوجرسی) است. نخستین فیلم کپی رایت شدهٔ تاریخ سینما با عنوان «عطسهٔ فرد اُت» در این استودیو ساخته شد.
    سال‌های پایانی
    در اول فوریه ۱۸۹۳م. ادیسون ساختمان «بلک ماریا» نخستین استودیوی تصاویر متحرک را در وست اورنج ِ نیوجرسی به پایان برد. او کوشید تا اختراع دوربین فیلم برداری را تماماً به خود نسبت دهد و حق استفادهٔ انحصاری از آن را به دست آورد اما در ۱۰ مارس ۱۹۰۲م. ادعای او در یک دادگاه استیناف ایالات متحده رد شد.
    در ۱۸۹۴م. او در زمینهٔ ترکیب فیلم و صدا تحقیقاتی انجام داد که سرانجام به اختراع کینه‌توفون انجامید. این دستگاه که ترکیب ناجوری از کینه‌توسکوپ و گرامافون استوانه‌ای بود با استقبال مردم مواجه نشد.
    در ۶ ژانویه ۱۹۳۱م. ادیسون درخواست‌نامهٔ ثبت آخرین اختراع خود «وسیله نگهدارندهٔ اشیاء هنگام آبکاری» را به ادارهٔ اختراعات فرستاد اما پیش از دریافت پاسخ در اواخر همان سال در سن ۸۴ سالگی درگذشت.
    ویرایش توسط hhm : 02-14-2012 در ساعت 11:25 AM دلیل: حذف لینک داخل متن
    ADMIRAL likes this.

  2. 2 کاربر از پست مفید zahra.a سپاس کرده اند .


  3. #2
    hhm
    hhm هم اکنون آنلاین است.

    تاریخ عضویت
    Jun 2010
    محل سکونت
    شهر جنجال و حاشیه، تهران
    سن
    25
    نوشته ها
    5,064
    سپاس ها
    21,693
    سپاس شده 18,107 در 5,480 پست

    پیش فرض پاسخ : ادیسون


    توماس آلوا ادیسون، جادوگر دنیای مدرن



    دیروز، ۱۱ فوریه ۲۰۱۲، برابر بود با ۱۶۵مین سالگرد تولد یکی از بزرگترین مخترعان و تاجران صنعتی قرن گذشته آمریکا و صاحبان معنوی جهان مدرن امروزی: توماس آلوا ادیسون. او ابزارها و دستگاه های بسیار زیادی را توسعه داد که به شکل شگرفی زندگی انسان را تحت تاثیر قرار دادند. از مهمترین کارهای وی می توان به فونوگراف، دوربین تصاویر متحرک و وسیله کاربردی بادوامش، لامپ رشته ای اشاره کرد. بدون شک عنوان «جادوگر منلو پارک» (زادگاه ادیسون) که توسط یک روزنامه نگار به وی داده شد، کاملا برازنده وی است.

    در ادامه مطلب با نارنجی همراه باشید، تا به جای داستان های مرسوم درباره کودکی و بزرگسالی وی، یا روایات مختلف در خصوص شیوه استفاده وی از کشفیات دیگران، به برخی ابداعات وی بپردازیم که هنوز هم قابل اعتنا هستند.

    او یکی از اولین افرادی است که اصول تولید انبوه و کار تیمی برای دستیابی به اختراع را عملی کرد و همچنین یکی از اولین آزمایشگاه های تحقیقات صنعتی را راه انداخت. به همین دلیل توانست در طول عمر خود، فقط در ایالات متحده ۱۰۹۳ پتنت را به نام خود ثبت کرده و در جایگاه چهارم پرکارترین مخترعان تاریخ قرار گیرد. مجموع کل اختراعات وی که در کشورهای آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان به ثبت رسیده اند، بالغ بر ۲۳۰۰ مورد است.

    جالب اینکه این مخترع بیش از ۸۰ سال قبل فوت کرده، اما هنوز از خاطر نرفته و فراموش نشده است. از صفحات کتب درسی کودکان اقصی نقاط جهان و مقایسه ی بزرگان تکنولوژی امروز با وی، تا بازگشت به ایده های وی برای انرژی های تجدید پذیر؛ و از همه مهمتر لامپ رشته ای که هنوز در خانه همه ما روشن است. اینها همه میراث ادیسون هستند که هنوز از زندگی ما جدا نشده و رها نگشته اند.

    پاول ایزرایل مدیر پروژه یادداشت های توماس ادیسون، از دانشگاه راتگرز می گوید:«وقتی می خواهم در مورد او صحبت کنم، بیشتر در این خصوص می گویم که او چگونه صحنه را برای اختراعات مدرن امروزی آماده کرد. بسیاری از چیزهایی که او ساخت، امروزه هنوز هم کاربردی باقی مانده اند. ما هنوز بسیاری از کارها را به مدل ادیسونی آن انجام می دهیم.»

    بهره وری انرژی
    ادیسون را به همان اندازه که مخترع است، می توان یک بهبود دهنده و اصلاح گر دانست. در واقع او لامپ حبابی یا رشته ای را اختراع نکرد، اما هفت محصول جدید را ابداع کرد تا لامپ رشته ای را تبدیل به وسیله ای امن و کاربردی برای استفاده عمومی گرداند. هنگامی که وی در سال ۱۸۸۲ ایستگاه برق « خیابان مروارید » را راه اندازی کرد، آن را تبدیل به مدلی از بهره وری کرد: در این نیروگاه او از یک سوم سوختی که نمونه های قبلی استفاده می کردند، برای تولید برق بهره می برد، یعنی تنها 4‪.‬5 کیلوگرم ذغال سنگ به ازای هر کیلووات ساعت.

    شاید در اواخر قرن ۱۹ و هنگام « جنگ جریان ها » برق مستقیم یا DC ادیسون به دلیل کارایی کمتر و سختی انتقال آن در فواصل طولانی، در برابر برق متناوب یا AC نیکلا تسلا شکست خورد، اما امروزه داستان به گونه ای دیگر جلو می رود. حالا یک قرن بعدتر، برق DC دوباره در حال بازگشت و کسب اعتبار است. زیرا هم اکنون استفاده از آن، حداقل در برخی ابزار خاص، بازدهی و کارایی بیشتری از برق متناوب دارد. به خصوص در نیمه رساناهای الکترونیک مدرن به برق مستقیم نیاز داریم و با استفاده از مبدل، برق AC را به DC تبدیل می کنیم، که این کار باعث تولید گرمای فراوان و هدر رفتن انرژی می شود. همچنین امروزه با استفاده از ولتاژ بالا، انتقال برق مستقیم در مسیرهای طولانی هم امکان پذیر است، چیزی که در زمان ادیسون ممکن نبود.

    پیتر آسموس تحلیلگر تجاری می گوید: «همه عقیده دارند که فرایند تبدیل دوباره به DC بیش از ۵۰ سال زمان خواهد برد. اما تاثیر برق DC روز به روز افزایش یافته و نقش برق AC کمرنگ تر می شود.»

    انرژی های تجدید پذیر

    ادیسون در دهه ۱۹۳۰ به هنری فورد و هاروی فایر استون گفته بود: «من باید سرمایه ام را بر روی انرژی خورشیدی بگذارم. یک منبع بیکران انرژی! امیدوارم که بشر قبل از اینکه منابع نفت و ذغال سنگ به پایان برسند، از عهده این کار برآید.»

    البته ادیسون اینقدر خوش شانس نبود که در دوره خودش از پس انرژی خورشید برآید، اما در شیوه امروزی توزیع و استفاده از انرژی خورشید و باد نقش بازی کرده است. صفحات خورشیدی و توربین های بادی هر دو برق مستقیم یا DC تولید می کنند، که باید قبل از توزیع در شبکه تبدیل به برق متناوب یا AC شود. امروزه همچنین بحث های فراوانی درباره شبکه توزیع هوشمند یا Smart Grid مطرح است که اساس کار آن بر برق DC است که می تواند مستقیما از نیروگاه بادی یا خورشیدی تامین شود.

    ماشین های الکتریکی

    ادیسون کاملا مطمئن بود که الکتریسیته در آینده می تواند ماشین ها را به حرکت در آورد. وی کار بر روی باتری های بادوام برای ماشین های الکتریکی را آغاز کرد و همچنین سعی کرد با همکاری کارخانه های سازنده وسایل الکترونیک، زیربنای ابزارها و باتری های قابل شارژ دوباره را پایه ریزی کند. در انتها او حتی موفق به ساخت سه نمونه اولیه از اتومبیل الکتریکی هم شد. اما همانند مبارزه با تسلا، این ایده وی هم غیرعملی فرض شد. و در نهایت ماشین مدل T فورد که با گاز کار می کرد برنده شد.

    ماشین های ادیسون با قیمت ۲۵۰۰ دلاری در برابر ماشین گاز سوز مدل تی ۵۰۰ دلاری فورد واقعا گران قیمت بودند. اما ماشین های الکتریکی و هیبریدی دوباره با موج بلندی به روی صحنه برگشته اند، از پرسوس و لیفت تا ولت و فوکوس. همانند جنگ با تسلا، اگر چه به کندی راه ادیسون ۱۰۰ سال بعد دوباره عمومی شد. کارمن پانتالیو از پارک ملی تاریخی توماس ادیسون می گوید: «او کسی بود که فراتر از زمان خودش می زیست، و حتی شاید فراتر از زمان ما.»
    ADMIRAL likes this.




    در تصاویر حکاکی شده بر سنگ های تخت جمشید،
    هیچکس عصبانی نیست!
    هیچکس سوار اسب نیست!
    هیچکس را در حال تعظیم نمیبینید!
    در بین این صدها پیکر تراشیده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد!
    اینها اصالت ما هستند:
    مهربانی، خوشرویی، قدرت، احترام، ادب، نجابت


  4. کاربر روبرو از پست مفید hhm سپاس کرده است .



 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

     

کاربران خواننده این موضوع : 8

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •